فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٧ - تبعيّت احكام از مصالح و مفاسد جعفر ساعدى
نقش مصالح و مفاسد در ملازمه بين حكم عقلى و شرع (٧٧)
حكم عقلى، به نظرى و عملى تقسيم مىشود؛ نظرى عبارت است از: ادراك آنچه موجود است، و عملى عبارت است از: ادراك آنچه سزاوار است باشد يا نباشد.
به ديگر سخن:عقل نظرى عبارت است از: درك امور واقعهاى كه ذاتش اقتضاى انجام كار در خارج را ندارد؛ اما عقل عملى عبارت است از: درك امور واقعىاى كه ذاتش اقتضاى انجام كار در خارج را دارد و ادراك مصلحت و مفسده داخل در حكم عقل نظرى است؛ زيرا ذات مصلحت اقتضاى انجام عملى در خارج را ندارد، بلكه درك كردن حُسن و قبح افعال است كه اقتضاى انجام خارجى عمل را دارد.
هدف از اين مقدمه، بيان نقش مصالح و مفاسد در ايجاد ملازمه بين عقل نظرى و عملى از يك سو و بين حكم شرعى از سوى ديگر است. اينك به شرح هر دو ملازمه مىپردازيم.
الف) نقش مصالح و مفاسد در ملازمه عقل نظرى:بىشك احكام شرعى تابع مصالح و مفاسد است و هرگاه همه ويژگىها و شرايط يك ملاك فراهم آيد و تمام موانع برطرف شود، در حكم علت تامه براى جعل حكم خواهد بود و اين مقتضاى حكمت الهى است.
بر اين اساس اين نظريه را مىتوان مطرح ساخت كه عقل نظرى آن ملاك را با تمام ويژگىها درك مىكند و از خلال آن به صورت لمّى حكم شرعى كشف مىشود كه در آن، شخص از مصلحت علت حكم، به خود حكم ـ كه معلول آن است ـ منتقل مىشود.
ليكن تحقق خارجى اين فرض در بسيارى اوقات مشكل است؛ زيرا دايره عقل و شعور آدمى محدود و اطلاعات او ناچيز است و به احتمال زياد از برخى نكات غافل مىماند، لذا گاه وجود مصلحت در يك عمل را درك مىكند ليكن از درجه آن مصلحت و مقدار اهميت آن و نيز نبود مزاحم بر سر راه آن اطلاع ندارد و تا وقتى كه از اين امور اطلاع نداشته باشد چنين كشفى هم براى او رخ نمىنمايد.
(٧٧) دروسٌ فى علم الاصول، ج ٣، جزء ١، ص ٤٢٤ ـ ٤٢٩.