روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٥٦ - روزشمار جنگ سه شنبه ٥ آبان ١٣٦٠ ٢٨ ذی الحجه ١٤٠١ ٢٧ اکتبر ١٩٨١
"١. موفقیت در این طرح، یک ضربه کاری و کلی بر دشمن وارد نمی آورد.
٢. لشکرهای٩٢ و ١٦ ارتش هرچه بیشتر از منطقه اهواز دور و درگیر خواهند شد و این خواسته دشمن است [یا به تعبیری یکی از اهداف ارتش عراق می باشد!]
٣. در صورت موفقیت در این عملیات، تلفات پرسنلی و ضایعات تجهیزاتی ما بسیار شدید برآورد می شود.
٤. در صورت موفقیت در این عملیات، هنوز هم دشمن امکانات تک به دزفول و اهواز را دارد (به خصوص اهواز).
٥. با تعیین تکلیف طرفین در این جبهه اعم از شکست یا پیروزی، دشمن فرصتی به دست خواهد آورد که با خیال راحت تلاش های خود را در جبهه دیگری متمرکز نماید.
٦. به نظر نمی رسد در صورت پیروزی، نیروی قابل توجهی را بتوان از این جبهه برداشت کرد.
٧. در صورت عدم موفقیت سپاه پاسداران در غافلگیری و شکستن خاکریزها باوجود چنین مواضع مستحکمی، امکان پیشروی یگان های زرهی و مکانیزه ارتش بعید به نظر می رسد.
٨. دشمن وحشی به تلافی پیروزی ما در عملیات (طریق القدس) قادر است شهرهای اهواز و دزفول را با موشک و توپخانه و هواپیما ویران نماید [!]"
در صفحه ١٢ و ١٣ (صفحات پایانی) برآورد، ذیل عنوان مشکلات و معضلات، توصیه شده است که باید تأمل کرد و فرصت بیشتری به یگان های ارتش داد و دشمن را درحالت انتظار باقی گذاشت:
باتوجه به تشریح عواملی همچون: دشواری های یگان ها در وصول به اهداف؛ بیان معایب و محاسن؛ آگاه بودن دشمن از قصد ما؛ از همه مهم تر مشکل عظیم و لاینحل مهمات توپخانه و خمپاره؛ امکانات و محدودیت های نیروی هوایی ارتش؛ لزوم تأمل و تفکر برای شناسایی بهتر و بیشتر؛ طرح ریزی مشروح و دقیق تر؛ دادن فرصت به یگان ها و پای کار آوردن مهمات، احساس می شود تا به تبع آن دشمن درحال انتظار و آمادگی باقی بماند و درنتیجه خستگی و سردرگمی او بیشتر خواهد شد.
تیم طرح ریزی از ابتدای برآورد تا انتها، بیشتر بر نقاط قوت و برتری های دشمن؛ ضعف های نیروهای خودی؛ مشکل عبور از استحکامات دشمن؛ هشیاری دشمن؛ معایب متعدد اجرای طرح و اتکای محوری به تک سریع و غافلگیرکننده و احاطه ای نیروهای سپاه در محور شمالی و موارد متعدد دیگری می پردازد و به فرمانده نیروی زمینی در بیشتر قسمت های برآورد وضعیت، امید به پیروزی و موفقیت در عملیات را نمی دهد و در مواردی نیز با ناامیدی بسیار مطالبی را بیان می کند و در جایی نیز می گوید که شرکت و درگیرشدن لشکر١٦ و ٩٢ در این طرح یکی از اهداف عراق است! و در پایان صفحه ١٢، بار دیگر فرمانده نیروی زمینی ارتش را درخصوص اجرای طرح، ناامید و بی انگیزه می کند و می نویسد: "منطقی است اگر بپذیریم که پیروزی در این طرح آن چنان مزیت تاکتیکی و برتری که موردنظر است، به ما نخواهد داد [!] که توان دشمن را برای ادامه جنگ درهم شکند."
دراین باره غلامعلی رشید یکی از طراحان مؤثر عملیات طریق القدس می گوید:
"واقعاً در آن شرایط انسان باید خود را جای فرمانده جوانی مثل سرهنگ صیاد شیرازی به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش بگذارد که در بدو انتصاب، عزم خود را جزم کرده که به کمک نیروهای سپاه پاسداران برعلیه دشمن، متناسب با توان و وسعت منطقه هجوم ببرد، ولی تیم طرح ریزی که درس خوانده و متخصص تر از فرمانده نیرو می باشند و فرمانده نیرو، آنها را با امید فراوان به منظور ارائه ایده ها و نظرات راهگشا دعوت به همکاری نموده است، در اولین برآورد وضعیت عملیاتی روحیه و امیدی به او نمی دهند؛ تشویق به آفند نمی کنند و عجیب تر آن است، تیم طرح ریزی بااینکه نیک می داند و همه فرماندهان که در آن شرایط [آبان و آذر ١٣٦٠ و در نیمه دوم سال ١٣٦٠] توان نیروهای خودی درحد ٣٠ الی ٤٠ گردان آفندی بیشتر نیست و زمین متناسب با توان آفندی درحد منطقه عملیاتی طریق القدس می باشد، به فرمانده پیشنهاد می دهند که بهترین کار معلق نگه داشتن و بلاتکلیف باقی گذاردن دشمن در جبهه طرح کربلای١ [یعنی منطقه عملیاتی بستان] است و هم زمان با تجهیز اردوگاه و جبهه خودی برای اجرای طرح کربلای٢ [انجام عملیات در جبهه گسترده غرب دزفول و کرخه، یعنی عملیات فتح المبین] می باشد!"