روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٢٥ - روزشمار جنگ دوشنبه ٤ آبان ١٣٦٠ ٢٧ ذی الحجه ١٤٠١ ٢٦ اکتبر ١٩٨١
... برای اینکه بتوانیم همه مردم از اقشار مختلف را زیر پوشش بگیریم، به دستور سازمان شروع کردم به سازماندهی دانش آموزان، زیرا سازمان، تحلیلی خاص روی این موضوع داشت و می گفت چون سنگر دانشگاه بسته شده، امروز وظیفه ما این است که بتوانیم از دانش آموز گرفته تا کشاورز و کارمند و حتی روحانی را طوری تربیت بکنیم که در آینده بتوانند برای ما پایگاهی باشند؛ بنابراین، روی این مسئله خیلی تکیه داشتند که دانش آموزان سازماندهی بشوند و بعد سایر مردم زیر پوشش قرار بگیرند.
... انحراف سازمان از دو دیدگاه مطرح می شود: یکی اینکه ما به دلایلی که وجود دارد، معتقد به انحراف اولیه سازمان باشیم که سازمان از روز اول و از بدو تأسیسش منحرف بوده است و ممکن است عده ای باشند که نخواهند بپذیرند سازمان از اول منحرف بوده است، اما می توان در پاسخ به این عده گفت که سازمان نمی تواند در مدت پنج الی شش ماه منحرف شده باشد و این غیرممکن است که انحرافات اولیه نداشته باشد. پس سازمان از همان اوایل منحرف بود، ولی این انحراف ها ابتدا خیلی ضعیف و خفیف بود که خود بنیان گذار ها نیز متوجه این انحرافات کوچک نبودند.
لازم به یادآوری است که سازمان برای خودش اصول و ارزش هایی مطرح می کند و همیشه مدعی بوده است که ما این ارزش ها و این اصول را در طول پانزده، شانزده سال از کانال خون و شکنجه به دست آوردیم و بارها می گفتند این ایدئولوژی و اصولی را که برای خودمان مطرح کردیم و به آن پایبند هستیم، از کانال خون و شکنجه به دست آوردیم. حالا باید از آنها سؤال کرد شما که معتقدید از کانال خون و شکنجه عبور کردید، پس چرا حداقل پایبند به ارزش های خون شهدای خود نیستید؟ چه بسا که این یک مصلحت الهی بود که اینها دست به این اعمال بزنند تا دیگر راهی برای انحراف افراد بعدی نباشد. این را هم باید بگویم که اگر سازمان دست به عمل نظامی نمی زد، شاید خود من از آن افرادی بودم که تا ٩٠ درصد و تا سرحد مرگ از این سازمان برنمی گشتم. این خود یک مصلحت الهی بود که ماهیت آنها برملا شود.
... یکی از مسائلی که سازمان روی آن خیلی تکیه داشت، مسئله عدم تضاد مطلق بود. همیشه این را مطرح می کردند که ما با نظام جمهوری اسلامی تضادمان را نباید مطلق کنیم و دلیل می آوردند که تضاد اصلی ما امپریالیسم به سرکردگی امریکا و بعد هم پایگاه داخلی اش لیبرالیست ها است. در اینجا سؤالی پیش می آید که آیا مگر لیبرالیست ها تولد و شکل دیگری پیدا کردند؟! و این اتفاقاً ازجمله مسائل مهمی است که همیشه برای هواداران مطرح بود، چراکه سازمان شروع به تماس های مرموز با لیبرال ها کرد و زدوبندها و روابطی با هم پیدا کردند و بالاخره به وحدت هایی رسیدند که نتیجه نهایی اش را امروز مشاهده می کنیم و به سرکردگی خود آقای رجوی، رهبری گروه های ضدانقلابی را در پاریس در معیت آقای بنی صدر به عهده گرفتند. به این مسئله خیلی تأکید می کردند که ما به هیچ وجه نباید با لیبرال ها دمخور باشیم. آنها می گفتند که لیبرال ها بزرگ ترین عامل و پایگاه