روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٨٤ - روزشمار جنگ سه شنبه ٢١ مهر ١٣٦٠ ١٤ ذی الحجه ١٤٠١ ١٣ اکتبر ١٩٨١
ضمیمه گزارش٥: شرح دیدار دو تن از نیروهای سپاه و عبدالرحمن کریمی با صنار مامدی از رهبران سابق حزب دمکرات
پس از آنکه سپاه با کمک لشکر٦٤ ارومیه و ژاندارمری استان آذربایجان غربی، شهر اشنویه را آزاد کرد و امنیت در نقاط مرزی با عراق و ترکیه برقرار شد و مسیر جاده سرو که به مرز ترکیه منتهی می شد، باز شد، براثر فشار مداوم سپاه بر حزب دمکرات کردستان ایران، در این حزب، انشعابی ایجاد شد و با برگزاری کنگره چهارم حزب در آن ایام، برخی از اعضای مرکزی حزب دمکرات، مثل عبدالرحمن کریمی و جهانگیر اسماعیل زاده که جنگ مسلحانه با جمهوری اسلامی را ناموفق ارزیابی می کردند، از حزب جدا شدند. لذا سپاه در آن هنگام جمعی را به سرپرستی حسین تحویلداران، مسئول مذاکره و ارتباط با انشعابیون حزب دمکرات کرد و کوشید که این روند جدایی و انشعاب در بین اعضای حزب، افزایش یابد. حسن شفیع زاده جزء افراد مؤثر همراه با حسین تحویلداران بود که مسئولیت پاک سازی روستاها و جاده های مناطق اطراف مرز ایران با ترکیه را برعهده داشتند. یک روز این گروه از عبدالرحمن کریمی، عضو انشعابی حزب دمکرات، خواستند که با کمک او برخی از سلاح های غیرقانونی موجود در منطقه را جمع آوری کنند؛ بنابراین، حسین تحویلداران و حسن شفیع زاده از سپاه به همراه عبدالرحمن کریمی و یک نفر دیگر همراه با وی، عازم منطقه شپیران محل اقامت صنار مامدی، از اعضای جداشده مرکزیت حزب دمکرات، شدند تا با وی مذاکره کنند. در هنگام گفت وگوی صنار مامدی با عبدالرحمن کریمی، بین این دو عضو سابق حزب دمکرات درگیری لفظی پیش آمد و عبدالرحمن کریمی در جواب صنار مامدی که خواسته بود سلاح ها در دست افراد او باقی بماند، گفت: "من یک چریک بوده ام و تو یک بورژوا و خان هستی، نه اهل مبارزه". با بیان این جمله ازسوی عبدالرحمن کریمی، یکباره افراد مسلح صنار مامدی، این چهار نفر را دستگیر و با خود به روستای دیگری که محل دادگاه حزب دمکرات بود، منتقل کردند. آنها نیمی از روز با خودرو در راه بودند تا به محل دادگاه رسیدند. در این محل، حسن شفیع زاده و حسین تحویلداران با آرامش قلبی نماز مغرب و عشای خود را اقامه کردند و شفیع زاده با چهره بشاش خود با دوستان می گفت و می خندید، درحالی که عبدالرحمن کریمی که احساس کرده بود حزب دمکرات می خواهد این ٤ نفر را اعدام کند، بسیار نگران و آشفته بود. در این هنگام، عبدالرحمن کریمی به حسن شفیع زاده و حسین تحویلداران می گوید: "حالا من می فهمم که وجود خدا به ویژه در شرایط سخت چقدر ارزش و اهمیت دارد. در این حالت اضطراب، من هرچه مارکس و لنین را صدا کنم، کسی به فریاد من نخواهد رسید، اما چون شما به خداوند معتقدید و شهادت را سعادت می دانید، هیچ نمی ترسید و نگران نیستید." بالاخره پس از ساعتی، اطرافیان صنار مامدی، عبدالرحمن کریمی و نفر همراهش را که یکی از دوستان کرد وی بود، از زندان بیرون بردند و اعدام کردند و به سراغ حسن شفیع زاده و حسین تحویلداران آمدند. حسین تحویلداران در صحبت با صنار مامدی گفت: ما نمایندگان دولت جمهوری اسلامی هستیم و برای مذاکره و نه برای جنگ پیش شما آمده ایم و چنانچه ما را اعدام کنید، تمام مقرهای شما بمباران خواهد شد و سپاه به همه پایگاه های شما حمله خواهد کرد."
صنار مامدی با شنیدن این سخنان، احساس خطر کرده، به نیروهایش گفت: "این دو نفر را ببرید و در زیر تپه ای که سپاه بر بالای آن مستقر است، رها کنید و سپس به سمت پایگاه هشتیان سپاه تیراندازی کرده، بگریزید تا نیروهای سپاه به سمت پایین تیراندازی کنند و حسن شفیع زاده و حسین تحویلداران را خودشان با تیراندازی نیروهایشان بکشند." آنها، همین کار را می کنند، ولی به محض اینکه پایگاه سپاه شروع به تیراندازی می کند، حسن که می دانست در آن شب، چه کسی مسئول شب آن پایگاه است و اسم رمز عبور چیست، با صدای بلند و به زبان ترکی فریاد می زند که تیراندازی نکنید.
خوشبختانه حسن شفیع زاده و حسین تحویلداران زنده ماندند و فردای آن روز به سپاه ارومیه بازگشتند. پس از این ماجرا، دوباره سپاه به همان مناطق حمله کرد و درنتیجه صنار مامدی به ترکیه گریخت.[١]
[١] " شهید حسن شفیع زاده در کلام یاران"، روایتی از سردار پاسدار دکتر حسین علایی، پایگاه اطلاع رسانی فرهنگ ایثار و شهادت به نشانی: http://www.Navide shahed.com/fa/