روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٧٧ - روزشمار جنگ دوشنبه ٣٠ آذر ١٣٦٠ ٢٤ صفر ١٤٠٢ ٢١ دسامبر ١٩٨١
- دشمن بازهم مانند جبهه آبادان اتکایش ازلحاظ پشت جبهه به یک رودخانه بود و علی رغم اینکه دو پل [روی رودخانه] را به هفت پل رسانده بود، ولی بازهم به هنگام یک تهاجم گسترده و سریع، [این پل ها] اصلاً نمی توانست قابل اطمینان باشد.
- مواضع پدافندی عراق با شکلی که پیدا کرده بود، [اصلاً قابل دفاع نبود، زیرا] غرب [منطقه] که عقبه جبهه دشمن محسوب می شد، در اختیار نیروی خودی بود و برای ما امکان داشت که پس از شناسایی، یکی از محورهای تهاجم اصلی خود را از آن محور قرار دهیم، به خصوص که آمادگی عراق در آن قسمت، کمتر از سایر خطوط بود و حداکثر عراق مجبور می شد که در عقبه خود نیز جبهه تشکیل دهد و این، جبهه بودن سرپل را تکمیل می کرد و همین نیروی زیاد موجود نیز برای پدافند کافی نبود.
- باتوجه به سه مورد فوق، تجربه بزرگ و سنگینی نیز در خاطره فرماندهان عراقی وجود داشت و آن حمله پیروزمندانه طرح حضرت ثامن الائمه علیه السلام در آبادان بود. این نیز نامساعدبودن کلی مواضع را تأیید می کرد که درصورت تهاجم نیروهای اسلام، بسیار آسیب پذیر بود.
٣. قادرنبودن نیروها [ی عراقی] جهت مقاومت در مواضع؛ به علت گسترده بودن حمله، بالابودن میزان تلفات وارده به واحدها، [نیروهای عراقی] به سه دلیل [زیر] قادر به ادامه مقاومت و پدافند نبودند:
الف) پایین آمدن روحیه.
ب) عدم آمادگی رزمی دراثر ازهم پاشیدگی سازمان رزم.
ج) [خسارت ها] و تلفات لجستیکی.
- از دید کلی، روحیه پرسنل ارتش عراق به علت طولانی شدن جنگ و نداشتن انگیزه نبرد، ضربه خورده است و با این حمله نیز روحیه این نیروها بیشتر پایین آمده بود، به خصوص اینکه باتوجه به آیه ٦٤ سوره توبه که خداوند می فرماید: «اگر بیست نفر مؤمن صابر باشید بر دویست نفر از دشمن غالب خواهید بود» و در آیه ٤٢ سوره انفال که می فرماید: «زیادیِ دشمن را در چشم شما کم جلوه دادیم و زیادیِ شما را برای دشمن طوری جلوه دادیم که روی شما حساب نکنند.» ازاین رو، دشمن روی نیروهای ما چندان حساب نمی کرد و هر یک نفر باایمان ما بر ده نفر دشمن غلبه کرد و رعب و ترسی در وجود دشمن به وجود آمد که دیگر نیروهایش حتی برای ادامه پدافند هم به درد نمی خوردند.
ازلحاظ تیپ های مستقر در شمال نیسان، فقط تیپ٢٤ در درگیری نبود، آن هم با یک تیپ پیاده به علت تلفات زیاد تعویض شده بود و پرسنل همین تیپ درگیرنشده [نیز] گفته بودند که اینجا قتلگاه ماست و ما سرنوشتی غیر از بقیه نخواهیم داشت. همه عراقی ها اجساد هم ردیفان خودشان و سلاح و تجهیزات و تانک ها و نفربرهای خاکسترشده را در اطراف خود می دیدند و این در تضعیف تصاعدی روحیه آنان مؤثر بود.
- واحدهایی که پدافند می کردند بجز تیپ٢٤، بقیه همان واحدهایی بودند که در درگیری ضربه خورده بودند و سازمان رزمی آنها متلاشی شده بود و قطعاً احتیاج به تجدید سازمان داشتند و باید از منطقه خارج می شدند. البته، این [اقدام،] احتیاج به واحد جدید داشت که تأمین آن برای عراق مقدور نبود.
- واحدهای مستقر در منطقه ازلحاظ لجستیک نیز بسیار کمبود داشتند و قادر به انجام ادامه مأموریت نبودند و باید تخلیه می شدند.
٤. کم اهمیت بودن منطقه اشغالی؛ پس از اینکه دشمن مناطق حساس و استراتژیک نظامی و سیاسی مانند تنگه چزابه، شهر بستان، نهر سابله و منطقه هور سعیدیه را از دست داد و نتوانست با همه کمک های امپریالیسم خبری دربرابر اخبار فتوحات سپاه اسلام مقابله کند، مجبور شد اعتراف کند که بستان را از دست داده [است و] دیگر منطقه شمال نیسان ارزش سیاسی چندانی نداشت، به خصوص آنکه نتوانست آن را مستمسک کند که طرح ایران کاملاً اجرا نشده و فقط ارزش نظامی درمورد جناح غربی هویزه را دارا می باشد که با پدافند در جنوب رود هم می تواند آن را تأمین نماید.»[١]
[١] سند شماره ٢٧٦٦٨٧ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، پیشین، صص ٦ - ١.