روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٧٥ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٢٠ آبان ١٣٦٠ ١٤ محرم ١٤٠٢ ١١ نوامبر ١٩٨١
کارون. این نیروهایی که آزاد شدند می توانستند بیایند در عملیات بعدی مشارکت کنند، بنابراین تناسب زمین با توان خودی یکی از عوامل بود که به ما دیکته می کرد کجا عملیات کنیم.
دلیل دوم امکان پدافند مطمئن بود. ما می گفتیم باید به جایی برسیم که بتوانیم با حداقل نیرو پدافند کنیم که دوباره بخشی از نیروهایمان را برابر تدبیر آقا محسن برداریم که بتوانیم عملیات بعدی را دو برابر سه برابر بزرگ تر از عملیات طریق القدس شروع کنیم. قبل از عملیات طریق القدس و آزادشدن نیروها، نمی توانستیم عملیات فتح المبین را انجام دهیم، اصلاً چنین توانی ما نداشتیم. یا برویم در منطقه ای که مثلاً برای پدافندش ٥ تیپ، ٦ تیپ، ٧ تیپ نیرو بخواهد. ما باید در جایی پدافند می کردیم که یک تیپ نیاز داشته باشد.
دلیل سوم اطمینان از امکان دسترسی سریع به عقبه های دشمن بود. این هم به ما کمک می کرد. در شناسایی ها ما به این نتیجه رسیدیم که آرام آرام می توانیم از منطقة شمالی و رمل ها استفاده بکنیم و به عقبه های دشمن دست پیدا بکنیم. جناح داشتن از دشمن، ضعف های متعدد دشمن، تجارب عملیات های قبلی و اعتمادبه نفسی که خداوند در آن مقطع از جنگ به ما داده بود به ما کمک می کرد که نوع زمین را انتخاب بکنیم، ولی مهم ترین آن تناسب زمین با توان خودی و به اصطلاح توان خودی با دشمن و امکان پدافند بعد از تهاجم و رسیدن به عقبه دشمن بود.
در تیم طرح ریزی بعدی شهید صیاد هم مخالفت می کردند، یعنی ارتش مخالف عملیات در بُستان بود و می گفت این اصلاً به مصلحت نیست، می گفت برویم دزفول، گفتیم چنین توانی برای عملیات در آن منطقه وجود ندارد. در خاطرات آقای هاشمی هم هست می گوید تیمسار فلاحی از بی رغبتی و ضعف عملکرد فرماندهی در نیروی زمینی برای عملیات بُستان شکایت دارد چون دراصل با این طرح مخالف است. ظهیرنژاد مخالف عملیات بود. در صفحة ١٨٨ کتاب نقش ارتش در هشت سال دفاع مقدس، نوشته: فرمانده نیروی زمینی - بعد از انتصاب شهید صیاد - از قرارگاه مقدّم نیروی زمینی در جنوب خواست که طرح ها و نظریات خود را درزمینة چگونگی اجرای طرح های آفندی در منطقة خوزستان به وی ارائه نماید. در صفحة ١٨٨ کتاب ارتش آمده است: «قرارگاه مقدّم اجرای عملیات در منطقة دزفول و بُستان را پیشنهاد نمود که اینها نشئت گرفته از نظریات و طرح های قبلی بود با این تفاوت که این بار، چگونگی استفاده از نیروهای سپاه پاسداران و بسیج برای بالابُردن توان رزمی ارتش را ما در برداشتیم» یعنی می گوید یک عامل جدیدی به ما اضافه شد. سپس نوشته است: «فرمانده نیروی زمینی پس از مراجعت به تهران، رفت جنوب و آمد.» یعنی آمد جنوب پیش ما و در جنوب این را گفت: «بعد دو نفر از افسران قرارگاه مقدّم را احضار کرد و تدبیر کلی خود را مبنی بر اجرای عملیات تهاجمی در منطقة دزفول و بُستان اعلام کرد.» که درحقیقت تصویب همان پیشنهادهای مطرح شدة قبلی بود و «دستور داد که طرح عملیات آفندی در مناطق یادشده تهیه بشود.» می گوید: «برمبنای تدبیر اعلام شده فرمانده نیرو ما آمدیم یک پیش نویس طرح کلی را تهیه کردیم که ابتدا تک بکنیم در جبهه دزفول، بعد تک بکنیم در جبهه بُستان.» همچنان فکر ظهیرنژاد را دنبال می کنند. حالا آقا محسن به شهید صیاد گفتند و سه عملیات معلوم است: اوّل، بُستان؛ دوّم، فتح المبین؛ سوّم، بیت المقدس. یعنی همین نظری که ما به شهید صیاد گفتیم و ایشان هم به تیمش گفته است که راهکارهای آفندی آینده را بگویید، اینها [ارتشی ها] نظرشان برعکس ما است، می گویند اوّل دزفول، بعد بُستان. سوّمی را هم نمی گویند. می گوید: «معاون هماهنگ کنندة نیروی زمینی آمد گفت ابتدا عملیات در محور بُستان را پیشنهاد بدهید.» مثل اینکه شهید صیاد به آنها گفته اوّل اینجا را تقدم بدهید که در تاریخ ٢١ مهر - ٨ روز بعد از سیزدهم - اولویت ها تعیین شده بود. یعنی پیش نویس طرح یادشده را با این تغییر که «در مرحلة اوّل تک در محور بُستان به عنوان دستور و برمبنای طرح ریزی به قرارگاه مقدّم نیروی زمینی داده شد»، قبول کردند که اوّل در بُستان عمل کنیم. دوباره