روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥٧ - روزشمار جنگ چهارشنبه ١٥ مهر ١٣٦٠ ٨ ذی الحجه ١٤٠١ ٧ اکتبر ١٩٨١
نتایج بررسی های عملیاتی خود را به منظور تصویب نهایی به فرمانده کل سپاه و فرمانده نیروی زمینی ارتش ارائه کنند. محسن رضایی درباره این اقدام گفت: ما بچه های سپاه را کاملاً جدا کردیم و گفتیم شما یک گروهی بشوید، طراحی عملیات بکنید و برادران ارتش هم یک گروهی درست کنند تا به صورت جداگانه، طراحی عملیات کنند و بعد در جلسه مشترک نظرمان را بگوییم، آنها هم نظرشان را بگویند. علت این تفکیک این بود که می خواستیم به سپاه شکل بدهیم و یک سازمان درست کنیم. اینکه همین طور در جلسات بنشینیم و معلوم نباشد کی چه می گوید، این یعنی اینکه هیچ وقت سپاه راه نیفتد و سازمان رزم سپاه شکل نگیرد؛ بنابراین، ما اولین تفکیک را قبل از عملیات طریق القدس انجام دادیم و گفتیم سپاه با هویت سپاهی گری باید طرح ریزی کند و ارتش هم با هویت ارتشی گری طرح ریزی کند. برادرمان صیاد خیلی مخالف بود، اما ما محکم گرفتیم و گفتیم نه.[١]
براین اساس، فرمانده سپاه، برادران رحیم صفوی، حسن باقری و غلامعلی رشید را به عنوان گروه کاری سپاه و فرمانده نیروی زمینی ارتش، آقایان موسوی قویدل، مفید و ٣ تن از اساتید دافوس[٢] را به عنوان گروه کاری ارتش، عهده دار طرح ریزی عملیات طریق القدس کردند.[٣]
علاوه براین، حسن باقری، مسئول اطلاعات سپاه پاسداران در ستاد عملیاتی جنوب،[٤] پس از شناسایی های اولیه که در این منطقه انجام داده بود، دستور داد تا شناسایی از محورهای مختلف آغاز شود. دراین باره بنادری، یکی از فرماندهان سپاه در منطقه جنوب، چنین می نویسد: «چند جناح برای شناسایی مشخص شد، حسین خرازی [فرمانده تیپ امام حسین(ع)] ازسمت مناطق رملی و ماسه ها باید کارش را شروع می کرد. [این منطقه اصلی ترین محور عملیات طریق القدس بود.] در جلسه ای که به همین منظور در قرارگاه فرماندهی برپا شد، گفتند که منطقه پر از رمل و شن است، طوری که در برخی جاها پای آدم تا زانو داخل رمل فرومی رود و بسیار صعب العبور است. شناسایی این جناح را به حسین خرازی (تیپ١٤ امام حسین(ع)) دادند. بچه های شناسایی با سختی های فراوان و استفاده از ابتکار، چندین شب رفتند و منطقه را به طور کامل تا پشت توپخانه دشمن شناسایی کردند. می دانید که معمولاً توپخانه با فاصله نسبتاً زیاد از خط مقدم در جای امن یا نسبتاً امن موضع می گیرد و مستقر می شود. بچه های خرازی تا عمق مواضع دشمن و حتی پشت واحد توپخانه ای آنها را شناسایی کردند و گزارش آن را به ستاد جنوب و حسن باقری دادند.»[٥]
[١] محسن رضایی، درس تجزیه وتحلیل جنگ ایران و عراق، دانشکده فرماندهی و ستاد سپاه، دوره عالی جنگ، ١٩/٤/١٣٧٤، به نقل از کتاب جنگ، بازیابی ثبات، تهران: ١٣٧٨، ص١٧١.
[٢] دانشکده فرماندهی و ستاد
[٣] سند شماره ١٤٥٦ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: کنگره احیای تفکر و اندیشه حسن باقری، صص ٢ - ١.
[٤] حسن باقری درباره وقایع روز دوشنبه ١٣/٧/١٣٦٠ در دفتر یاددداشت های خود، اولویت عملیات در مناطق مختلف را به صورت رمز این گونه نوشته است: «شب [ساعت] نه ونیم، با [علی] صیاد [شیرازی] جلسه گرفتیم [...]راجع به طرح های قابل اجرا در خوزستان صحبت کردیم که سرهنگ [علی صیاد شیرازی] با نظرات ما موافق بود و به ترتیب اولویت قرار شد انجام شود، اول [محمدعلی] جعفری [محور سوسنگرد] و بعد [عبدالمحمد]رئوفی [محور دزفول] و آخر علی هاشمی [محور حمیدیه].» (احمد دهقان، روزنوشت (یادداشت های روزانه شهید حسن باقری)، تهران: مرکز نشر آثار شهید حسن باقری، ١٣٩٢، صص٢٢٤ - ٢٢٣.)
[٥] سیدقاسم یاحسینی، سرباز سال های ابری (خاطرات عبدالحسن بنادری)، تهران: نشر فاتحان، ١٣٨٩، ص٢٥٣.