روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٤٣ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢٥ آبان ١٣٦٠ ١٩ محرم ١٤٠٢ ١٦ نوامبر ١٩٨١
برای پدافند و حفظ مواضع فعلی کافی و مناسب هستند. تک دشمن باتوجه به استحکامات و خطوط پدافندی که برقرار نموده است، محتمل به نظر نمی رسد. به علاوه، درحالی که [دشمن] با تمرکز نیرو می تواند در جبهه های غرب کرخه و یا اهواز و به هدف های استراتژیکی و ارزشمندی چون اهواز، دزفول و یا شوش مبادرت به تک نماید، دلیل منطقی برای تک متجاوز در این منطقه وجود ندارد.
ضمناً دشمن به این نکته توجه خواهد داشت که چنانچه در این منطقه برای دستیابی به سوسنگرد تک نماید، باتوجه به قدرت رزمی موجود و روحیه رزمندگان ایرانی به پایداری مردانه در مقابل متجاوز، اگر تک او را با شکست مواجه نسازد، حداقل تلفات و ضایعات بسیار سنگین و جبران ناپذیری بر او وارد ساخته و اضافه اینکه، مواضع عقب توسط نیروهای ما اشغال خواهد شد و دشمن را از دستیابی به سوسنگرد محروم خواهد کرد.
به هرحال، اگر دشمن به هر دلیل تک خود را قبل از تک ما در این منطقه به کار برد، مشکوک به نظر می رسد که ما در آن زمان دارای آنچنان استعدادی باشیم که بتوانیم ضمن شکست دادن دشمن اقدام به یک تک موفقیت آمیز بنماییم و به علاوه چنین عملی مستلزم تغییراتی که ابعاد آن فعلاً مشخص نیست در گسترش ما و دشمن می باشد و ما را با وضعیت جدیدی روبه رو می کند که ناچاراً باید در برآورد خود تجدیدنظر کرده و احتمالاً راهکار دیگری انتخاب کنیم.
بنابراین محتمل ترین راهکار دشمن در این منطقه، پدافند سرسختانه در مواضع فعلی بوده و تک و برآورد ما باتوجه به این راهکار دشمن انتخاب و تهیه گردیده است.
در مأموریت واگذاری به طرح کربلای١ سه هدف بایستی تأمین شوند که عبارت اند از: بستان، غرب سوسنگرد تا هور و شمال رودخانه نیسان که این هر سه هدف تأثیر متقابل یکسانی بر یکدیگر داشته و تأمین یکی از آنها بدون تأمین دو هدف دیگر یا حداقل هدف مجاور ممکن نبوده و یا نگهداری هدف را بی نهایت مشکل و یا غیرمقدور خواهد ساخت؛ بنابراین، تشخیص و تعیین یک هدف به عنوان هدف قاطع و اختصاصی یک تلاش به عنوان تلاش اصلی منطقی به نظر نمی رسد و تلاش یکسان برای تأمین هر سه هدف و تقریباً هم زمان باید به عمل آید.
در شمال کرخه، برای تک به دشمن و تأمین هدف خود در شمال بستان ما مجبور به عبور از مواضع بسیار مستحکم پدافندی دشمن هستیم که به شکل یک عصا بوده که دارای حدود ٥/٨ کیلومتر طول و در جنوب به مانع رودخانه کرخه و در شمال به تپه های رملی دامنه میشداغ متکی می گردد. بنابراین، هرگونه مانور احاطه ای یا دورانی توسط نیروهای زرهی و مکانیزه غیرمقدور بوده و درصورت عدم موفقیت نیروهای پیاده و پاسدار که باید به هر طریق در این مانع نفوذ کرده و آن را ساقط نمایند، ما مجبور به اتخاذ تک جبهه ای به این مانع و تمرکز تلاش در چند نقطه برای رخنه در آن هستیم و به خوبی روشن است که تک جبهه ای نیروهای زرهی و مکانیزه به چنین مانع عظیمی اگر صددرصد با شکست توأم نباشد با تلفات و ضایعات غیرقابل تصوری همراه خواهد بود. مگر آنکه این مانع قبل از هجوم یگان های تانک و مکانیزه با انجام یک تک سریع و توأم با غافلگیری یگان های پیاده و به ویژه سپاه پاسداران از زمین های رملی شمالی تسخیر و سقوط کرده و با استفاده از معابر ایجادشده در میادین مین و برداشتن سیم های خاردار و موانع ضدتانک و بریدن خاکریز نیروهای مکانیزه و زرهی به خاکریزهای بعدی مانور نمایند.
هرگونه عدم موفقیت در شکستن این مانع توسط یگان های پاسدار و پیاده، تک تیپ زرهی را به این مانع دچار ناکامی خواهد کرد و یا همان طور که گفته شد تلفات و ضایعات آن به قدری شدید خواهد بود که با یک پاتک دشمن درهم شکسته خواهد شد.
مشکل بزرگ کار ما تک سریع و غافلگیرکننده سپاه پاسداران و عناصر پیاده با دورزدن جناح شمالی و سرازیرشدن به سنگرهای متجاوز در داخل خاکریز است که باید دقیقاً طرح ریزی، شناسایی، محاسبه، تهیه،