روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٥١٨ - روزشمار جنگ شنبه ١٦ آبان ١٣٦٠ ١٠ محرم ١٤٠٢ ٧ نوامبر ١٩٨١
بودند که ایجاد قسمتی از دیوار جاده به وسیله این اتومبیل ها انجام شد. سومین طرح، چیدن کیسه گونی پرشده از خاک و استفاده از نیزارهای وسیع منطقه بود. مسئولان جهاد بعد از بررسی های فراوان، عاقبت طرح سوم را پذیرفتند. البته، از کاشت درختان کویری مانند تاغ و گز نیز برای تثبیت شن ها استفاده شد.
جهاد برای احداث این جاده همه توان و امکانات و نیروی انسانی اش را بسیج کرد و بخش اعظم آنان را از دور و نزدیک، پیر و جوان بدین ترتیب وارد عمل کرد:
حدود ٨٠ کامیون کمپرسی بدون وقفه خاک را از تپه شحیطیه (حوالی الله اکبر) حمل می کردند و در مسیر تعیین شده روی رمل ها می ریختند. سپس این خاک ها با انواع ماشین های جاده سازی پخش و در رمل کوبیده می شد. برای سهولت حرکت، تپه های بلند رملی بریده و شیب مناسبی برای جاده ایجاد شد.
هم زمان با احداث جاده، پیش بینی های اولیه متناسب با پیشرفت کار تغییر می کرد. ازجمله از عرض جاده کاسته و در فواصل مساوی یک پارکینگ تعبیه شد، اما بعداً به دلیل مشکلات ایجادشده، عرض جاده بیشتر شد. در روزهای اول، کارها کند پیش می رفت، اما به تدریج سرعت کار افزایش یافت.
به دلیل نرم بودن تپه های رملی، استفاده از وسایل چرخ دار غیرممکن یا با مشکلات بسیاری توأم بود. به همین دلیل، برای مسطح کردن جاده فقط از بولدوزرهای زنجیری استفاده می شد.
در این وضعیت، همه در گرماگرم ساخت جاده بودند و در این مسیر سر از پا نمی شناختند و تمام هم خود را صرف آن می کردند.
نیروهای متخصص و متعهد جهاد سازندگی، برای اجرای این کار سترگ با همه توان وارد عمل شده بودند و برای این امر مهم کارآمدترین و اثربخش ترین نیروهای خود را به کار گرفته بودند. آنان قادر بودند هر مانعی را از پیش رو بردارند و در این راه هیچ تزلزلی از خود نشان نمی دادند.
اما یکی از مشکلات اساسی مسئولان جهاد سمنان برای تنظیم برنامه های کاری شان، بی اطلاعی از زمان اجرای عملیات بود که به دلیل طبقه بندی اطلاعات زمان بندی عملیات، قاعدتاً از آن محروم بودند. برای هموارکردن این مشکل، آقای حسن بیکی به یکی از نیروهای جوان خود که ١٦ سال بیشتر نداشت، مأموریت داده بود که ضمن حضور در قرارگاه ارتش در نقش رابط بین جهاد و ارتش، اطلاعات لازم را دراین خصوص جمع آوری کند و دراختیار وی قرار دهد. این تمهید کارساز شد و پس از آن، مسئولان جهاد سازندگی برنامه هایشان را برای آماده سازی جاده براساس اطلاعات کسب شده، تنظیم می کردند.
شن های موجود در منطقه، فوق العاده نرم و روان و به صورت تپه های وسیع گسترده شده بود. بادهای تند منطقه شن های نرم را جابه جا می کرد و سبب محوشدن جاده می شد. برای مقابله با این پدیده، تلاشگران جهاد با استفاده از هر وسیله موجود از بیل دستی گرفته تا لودر همواره به پاک سازی جاده مدفون شده در زیر شن های روان می پرداختند و هرروز ساعت ها بدون وقفه کار می کردند و مثل جاده سازهای حرفه ای مدام به این طرف و آن طرف سرکشی می کردند و حواسشان همواره متوجه کار بود و چنان خیس عرق می شدند که گویی زیر دوش حمام رفته اند.
آب و هوای منطقه نیز متغیر بود و بیماری های مسری و خطرناکی در منطقه مشاهده می شد که علائم آن تب و لرز و سفیدی لب ها بود. نیروهای مستقر در منطقه ازجمله افراد اطلاعات عملیات و جهاد بیشتر در معرض ابتلا به بیماری های ناشناخته بودند.[١]
ازطرفی، جنازه های مدفون و متعفن عراقی ها - که گاهی در هنگام خاک برداری از دل تپه ها نمایان و بیرون کشیده می شد و بوی زننده شان منطقه را فرامی گرفت - سبب آزار نیروهای شناسایی و جهادی می شد و به طور فزاینده ای شیوع بیماری ها را در سطح منطقه تشدید می کرد. اگرچه قبل از شروع کار، برای جلوگیری از ریزش جاده در دل رمل ها، تمهیداتی در نظر گرفته شده بود، اما در حین کار، این یکی از مشکلات مهمی بود که بروز کرد و نیاز به راه حل داشت.
[١] از اعضای جهاد، اولین کسی که به این بیماری مسری مبتلا شد برادری به نام زینت بخش بود که باوجود تب و لرز شدید حاضر به ترک منطقه نبود و فقط وقتی که دیگر قادر به حفظ تعادل خود نشد، برای مداوا انتقال به عقبه منطقه سوسنگرد را پذیرفت.