روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٧٦ - روزشمار جنگ دوشنبه ٣٠ آذر ١٣٦٠ ٢٤ صفر ١٤٠٢ ٢١ دسامبر ١٩٨١
واحدهای بسیار زیادی را بیش از حد معمول مستقر کرده بود که به علت تراکم بسیار زیاد، تعدادی از آنها حتی نتوانسته بودند برای خود مواضعی ایجاد کنند. این واحدها عبارت بودند از:
الف) تیپ٢٤ مکانیزه.
ب) تیپ٣٠ زرهی.
ج) تیپ (-)٩٦ پیاده.
د) تیپ (-) ٢٥ مکانیزه.
ه) تیپ (-) ١٢ زرهی.
و) تیپ١٦ زرهی.
ز) واحدهای متفرقه پیاده و جیش الشعبی درحدود ٢ گردان.
علاوه بر این تراکم نیرو، به علت اینکه خطوط مقدم دشمن شکسته شده بود و مجدداً [واحدهای عراقی] در مواضع پدافندی جدیدی مستقر شده بودند، دیگر تأمینی مانند میدان مین و سیم خاردار در مقابل خود نداشتند، به خصوص [این] که فاصله نیروهای خودی و دشمن نیز بسیار کم شده بود.
از سوی دیگر، طبق اسنادی که از دشمن به دست آمده، علی رغم اینکه احتمال حمله را ازسوی نیروهای اسلام می داده است، اما استعداد این تهاجم را حداکثر یک تیپ پیاده درحدود ١٠٠٠ الی ١٥٠٠ نفر ازسوی سپاه و نیروهای مردمی برآورد کرده بودند، ولی در حمله عملاً با تعدادی چند برابر این تعداد مواجه شدند؛ یعنی برآورد قبلی آنها اشتباه بوده است، لذا زمینه این تردید نیز برای فرماندهان عراقی وجود داشته که چه بسا در زمانی کوتاه همین سرپل نسبتاً قوی نیز مورد تهاجم نیروهای ایران قرار گیرد، زیراکه با شناسایی نیروهای در خط ایران، نمی توان به استعداد نیروی هجوم کننده پی برد. با این زمینه های قبلی، نتیجه تجزیه وتحلیل های دشمن درمورد تخلیه سرپل اشغالی می تواند موارد ذیل باشد:
١. آسیب پذیری در جبهه های دیگر؛ همان طور که در بالا آمد، عراق برای تقویت این محور نیروهای زیادی را از محورهای دیگر مانند دزفول، شوش، اهواز و غرب برداشت کرد، ولی به لطف خداوند تبارک وتعالی به اهدافی که می خواست نرسید و از سوی دیگر، آن جبهه ها از حالت همیشگی خود بیرون آمده بود و این موضوع از دید ما نیز مخفی نمانده بود و عراق هم می دانست که ما از این مطلب مطلع هستیم و اگر تهاجمی هرچند ضعیف در هریک از محورهای دیگر به نیروهای عراق انجام شود، علاوه بر این خطوط دفاعی، استعداد مقابله ندارند. نیروهای احتیاطی نیز دیگر در منطقه جهت پاتک و تقویت وجود ندارد، به خصوص که پس از چند روز از حمله طریق القدس، طرح مطلع الفجر با استعداد قابل توجهی در محور گیلان غرب انجام شد و این احتمال را تقویت کرد.
٢. نامساعدبودن موضع پدافندی شمال نیسان؛ پس از آرام شدن درگیری، موضع جدید پدافندی شمال نیسان غیر از مشکلاتی که از حیث مین، سیم خاردار و نزدیکی [با نیروهای خودی داشت،] به این دلایل برای یک پدافند قوی و مطمئن مناسب نبود:
الف) درمحاصره بودن همه مواضع.
ب) اتکای پشت جبهه دشمن به رودخانه.
ج) دسترسی [نیروهای ایران] به عقبه دشمن.
د) [استفاده از] تجربه آبادان.
- دشمن در این سرپل اشغالی و در طول خطش با نیروهای خودی به صورت جبهه ای درگیر بود و مجبور بود در تمام طول خط، رده های اول، دوم یا سوم تشکیل دهد و [از این خطوط] مراقبت شدید کند و این احتیاج به نیروی بسیار زیادی داشت، درحالی که در آبادان، عراق [فقط] دو جبهه اصلی داشت و منطقه وسیعی را جبهه نداشت.