روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٠١ - روزشمار جنگ شنبه ٢٣ آبان ١٣٦٠ ١٧ محرم ١٤٠٢ ١٤ نوامبر ١٩٨١
هماهنگی ملت با دولت است. این شاید در رأس سایر تحولات باشد. ما باید این هماهنگی را با هر قیمتی که شده است، با هر زحمتی که شده است، حفظ کنیم. اگر - خدای نخواسته - از دست ما این هماهنگی بیرون برود، کارهای شما فَشَل خواهد شد و مملکت به همان مسائلی که سابق بود - خدای نخواسته - کشانده خواهد شد. ما الآن در [غیر] ایران، گمان ندارم که در جای دیگری - لااقل آنجاهایی که ما اطلاع از آنها داریم - این معنا باشد که این جور هماهنگی بین ملت و دولت باشد. ما بنای بر این نداریم؛ یعنی، دولت ما بنای بر این ندارد که یک مسئله ای را در یک اتاق سربسته، این مسئله را خودش طرح بکند و تحمیل کند بر ملت؛ مثل قضیه پیشنهاد فهد.
دولت های منطقه، همه دولت ها - ما حالا دولت های منطقه بیشتر در نظرمان هست - دولت های منطقه - اگر عموماً گفته نشود - به طور اکثریت قاطع، این طورند که خودشان یک چیزی را طرح می کنند؛ کاری به این ندارند که مصالح ملت چیست، نظر ملت چیست، مردم چه کاره اند. اگر یک جایی هم - فرض کنید که - یک مجلس شورایی باشد، یک صورتی است که مثل مجلس شورای زمان محمدرضا و زمان رضاشاه، که یک صورتی است که خوب ما هم مجلس داریم و الاّ مجلس به آن معنایی که واقعاً برگزیده های خود ملت باشند، بدون تحمیل و نظر خود ملت باشد، بدون این [که] تحمیل بشود، من گمان ندارم که جایی را شما بتوانید پیدا کنید که این طور باشد که صددرصد ملت است و همه امور در دست ملت است و دولت برگزیده از ملت است و خدمتگزار ملت.
ما نمی خواهیم که و شما نمی خواهید که برگردد مسئله به مسئله زمان محمدرضا یا زمان رضاخان و اگر سست ما بیاییم و این هماهنگی را حفظ نکنیم، خوف این معنا هست که آنهایی که از اسلام سیلی خوردند و آنهایی که نگران اوضاع ایران، بلکه نگران اوضاع منطقه هستند، یک کاری بکنند؛ یک راهی را پیش بگیرند که ملت را خسته کنند، اختلاف ایجاد کنند بین افراد ملت، اختلاف ایجاد کنند بین دولت و ملت و یک راهی باز کنند که یک رضاشاهی را دوباره بیاورند به عنوان رئیس جمهور اسلامی - به عنوان شاهنشاهی نمی آورند - به عنوان رئیس جمهور صددرصد اسلامی! [می آورند] و بسیاری از مسائل اسلامی را هم از من و شما بیشتر عمل کند. از این جهت، در رأس برنامه های دولت، باید این مطلب باشد که این هماهنگی را حفظ بکند؛ خیال نکنند که ما دولت هستیم و باید مسئله ای را که ما طرح می کنیم ملت بپذیرد، چه روی مصالحش باشد، چه نباشد.
شما می بینید که خودشان می روند طرح درست می کنند، می روند در امریکا بین مصر و تل آویو و واشنگتن یک طرحی درست می کنند و بعد هم می گویند که این طرح باید اجرا بشود؛ کاری ندارند به اینکه ملت مصر چه کاره است، ملت فلسطین چه کاره است، لبنان چه کاره است. ظلم هایی که به اینها شده است، چه [می باشد]، اینها را هیچ کار ندارند، روی مصالح خود قدرتمندها این مطالب را پیش می آورند و دولت ها، ملت ها را به هیچ حساب می کنند؛ همین طوری که شما دیدید که در زمان محمدرضا و رضاشاه، دولت، ملت را هیچ حساب می کرد؛ چنانچه آن کسی که در رأس بود، آن خائنی که در رأس