روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦١١ - روزشمار جنگ یکشنبه ٢٤ آبان ١٣٦٠ ١٨ محرم ١٤٠٢ ١٥ نوامبر ١٩٨١
١
رادیو ایران وابسته به گروه های سلطنت طلب که زمانی برای هر اقدامی که نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) انجام می دادند (ترور یک بقال، یک کفاش، یک دوچرخه ساز و...) از آنان حمایت و از مجاهدت ها و فداکاری های جوانان ایران(!) تمجید می کرد و زبان به ستایش عملیات های نظامی افراد این سازمان می گشود، امروز پس از مشخص شدن شکست روش های سازمان در دست زدن به جنگ مسلحانه داخلی و از موضعی فرصت طلبانه، این بار، زبان به نقد این سازمان گشوده و اتخاذ شیوة مبارزه مسلحانه این سازمان را "فرستادن جوانان بی تجربه به میدان جنگ" خوانده و سازمان را متهم کرده است که برای کسب قدرت با سوءاستفاده از شور انقلابی و بی تجربگی جوانان از آنان به مثابه گوشت در مقابل توپ استفاده کرده است. بخش هایی از این مقاله رادیویی به شرح زیر است:
«امروز چهار ماه پس از شروع درگیری مسلحانه احزاب و هواداران سازمان مجاهدین خلق [منافقین] با رژیم جمهوری اسلامی، می توان به ارزیابی نتایج این درگیری پرداخت و در یک جمع بندی کلی گفت که مرکزیت مجاهدین با اشتباه محاسبه هایش و با تاکتیک های شتاب زده و نادرستش خون صدها و شاید هزاران جوان پرشور آرمان گرای ایران را به هدر داده است و در این رهگذر، نه تنها چیزی عاید ملت ایران نشده است، بلکه برعکس پیچ و مهره های اختناق محکم تر گردیده است.»
رادیو ایران پس از آنکه رجوی دست در دست قصاب کردستان و کشتارگر دانشگاه تهران، بنی صدر، قدم به پاریس گذاشت، در تفسیری درباره راهکنش های رزمی و رهبری مجاهدین خلق (منافقین) اعلام کرد: «این رهبری برای رسیدن به اورنگ قدرت و مسند فرمانروایی، بیش از آن عجله دارد که به خون جوانان ایرانی کمترین بهایی بدهد و بیش از آن مقهور هدف های خویش و مقهور طرح های همدستش بنی صدر است که کشته شدن صدها و هزاران جوان آزادی خواه پرشور دلش را بلرزاند.
مرکزیت مجاهدین در گرماگرم نبرد جوانان مجاهد با رژیم خمینی به چیزی که نمی اندیشید به هدردادن خون جوانان بود. در کشف این مرکزیت، تنها یک چیز ارزش تام و اعتبار کامل داشت و آن دستیابی به قدرت دراسرع وقت و با شتاب هرچه تمام تر بود.» در ادامه مطلب رادیو ایران آمده است: «رهبری مجاهدین، کمال بهره برداری را از روحیه بی آلایش و حس تحریک پذیری جوانان پرشور و آزادی خواه به عمل آورد و به قصد آنکه هرچه زودتر خمینی نیز سرنگون شود و خود به جایش نشیند، هرقدر توانست احساسات فورانی عناصر بی آلایش، اما کم تجربه را تحریک کرد و آنان را چون طعمه های آماده و هدف های دسترس پذیر دربرابر مسلسل های رژیم درنده قرار داد. به کلام دیگر، مرکزیت سازمان مجاهدین از توده جوانان مجاهد به عنوان گوشت دم توپ استفاده کرد و جوانانی را که می توانستند در لحظه مناسب به عنوان جنگجویان پیروز عمل کنند و ذخایر یک ایران آزاد و سرفراز باشند، در لحظه نامناسب، گله وار به قربانگاه رژیم فرستاد. برخی از ناظران مسائل ایران اظهار می دارند که مرکزیت سازمان مجاهدین خلق مأموریتی برای به کشتن دادن و سربه نیست کردن این نیروهای تشنه آزادی داشته است. هرچند در اثبات یا نفی این نظریه، تاکنون سند معتبری منتشر نشده