روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٨٣ - روزشمار جنگ سه شنبه ٢١ مهر ١٣٦٠ ١٤ ذی الحجه ١٤٠١ ١٣ اکتبر ١٩٨١
تصرف یا ازدست دادن آنها نشانه قدرت یا ضعف نیروهای نظامی به حساب می آید، درحالی که تصرف یا ازدست دادن عوارض حساس نظامی که برای مردم غیرمتخصص ناشناخته اند، حساسیت افکار عمومی را چندان برنمی انگیزد. اما دیدگاه دوم این بود که فرماندهان سپاه پاسداران و ستاد عملیات [سپاه در] جنوب معتقد بودند، باتوجه به مقاومت نیروهای رزمنده دربرابر تهاجم دشمن و زمین گیر شدن ارتش بعثی در سراسر جبهه ها و همچنین اقدام ایران نسبت به شکستن حصر آبادان، ارتش عراق انگیزه آفند جدید و تهاجم بیشتر را برای گرفتن سرزمین های دیگری از ایران ندارد. فرماندهان ستاد عملیات [سپاه در] جنوب نیز معتقد بودند که عملیات باید در منطقه ای صورت بگیرد که زمین برنامه ریزی شده برای عملیات با توان رزمی خودی تناسب داشته باشد. منطقه بستان با توان رزمی ایران در آن هنگام تناسب داشت.
بعضی از فرماندهان نیز استدلال می کردند که ارتش عراق در این شرایط قادر به عبور از رودخانه کرخه و بستن جاده اهواز - اندیمشک نیست. ارتش عراق اگر می توانست از کرخه عبور کند، پیش از این و در شرایطی که به پیشروی های پی درپی خود در خاک ایران ادامه می داد، این کار را کرده بود. ازسوی دیگر، باتوجه به روحیه ضعیف فرماندهی ارتش بعثی، دشمن قادر به تهاجم جدید و مؤثر برای تهدید جناح راست عملیات یا عقبه نیروهای خودی نبود، زیرا لازمه آن، خروج از مواضع پدافندی و تحمل تلفات بسیار بود. لازم به ذکر است که روحیه نیروهای عراقی در آن شرایط پایین بود و راهبرد ارتش بعثی، پدافند در سراسر جبهه ها به منظور حفظ اراضی اشغالی ایران بود.
سرانجام پس از بررسی و ارزیابی هر دو راهکار، فرماندهان دیدگاه دوم را پذیرفتند و برنامه ریزی عملیات طریق القدس را براساس آن انجام دادند.»
آقای علایی پس از طرح جزئیاتی درباره شیوه طرح ریزی عملیات طریق القدس و جزئیات بیشتری از توان و استعداد دشمن در این منطقه پاسخ گروه کاری نیروی زمینی ارتش را به فرمانده جدید این نیرو این گونه توضیح می دهد: «[گروه کاری نیروی زمینی ارتش] به فرمانده جوان نیروی زمینی اعلام کردند که عملیات در منطقه بستان محاسن و معایبی دارد و درصورت موفقیت، تلفات انسانی و ضایعات تجهیزاتی زیادی برای آن برآورد می شود. در پایان هم نوشته بودند: "منطقی است که بپذیریم پیروزی در این طرح، مزیت تاکتیکی و برتری آنچنانی نسبت به دشمن به ما نخواهد داد که توان دشمن را برای ادامه جنگ درهم شکند." سرهنگ صیاد شیرازی [نیز] نظر خود را در ٣٠/٨/١٣٦٠ بر حاشیه این برآورد این گونه نوشت:" ترکیب مقدس نیروهای رزمنده ارتش و سپاه درصورتی که به خوبی به کار گرفته شوند و هدایت گردند، بسیاری از موارد ذکرشده در بندهای معایب را خنثی می نماید."»
وی پس از بیان نظر نسبتاً مخالف گروه کاری نیروی زمینی ارتش و نظر مثبت فرمانده این نیرو، به بیان اصلی ترین دلایل انتخاب منطقه عملیاتی طریق القدس می پردازد و می نویسد: «اصلی ترین دلیل انتخاب منطقه بستان برای اجرای دومین عملیات بزرگ ایران، تناسب زمین و وسعت منطقه عملیاتی با توان رزمی رزمندگان اسلام در آن هنگام بود. این مسئله پس از شناسایی های مستمری که از ماه ها پیش در این منطقه درحال اجرا بود، مشخص شد. برنامه ریزان و طراحان عملیات به دنبال زمین و ناحیه ای می گشتند که بتوانند با حمله به آن، عملیاتی موفق و پیروز را اجرا کنند. همچنین پس از بیرون راندن دشمن از این زمین، بتوانند با کمک عوارض و موانع طبیعی منطقه، سرزمین آزادشده را حفظ کنند و دشمن را از پس گرفتن آن مأیوس سازند. شرایط جغرافیایی منطقه بستان به گونه ای بود که می توانست پس از تصرف آن، طول خط پدافندی نیروهای ایران را کم کند و خط دفاعی جدید و مناسب تری را پدید آورد. باتوجه به نکات فوق و بحث های زیادی که در آن دوران بین فرماندهان سپاه و ارتش صورت گرفت، نهایتاً اجرای عملیات در این منطقه به تصویب شورای عالی دفاع رسید.»[١]
[١] حسین علایی، روند جنگ ایران و عراق، ج ١، تهران: نشر مرز و بوم، ١٣٩١، صص ٣٦٧ - ٣٦٣.