روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٥٤ - روزشمار جنگ سه شنبه ٥ آبان ١٣٦٠ ٢٨ ذی الحجه ١٤٠١ ٢٧ اکتبر ١٩٨١
در این برآورد نشان داده شده است که استعداد گردان های تانک ارتش جمهوری اسلامی در اوایل سال دوم جنگ، (چهاردهمین ماه بعد از هجوم سراسری عراق) از تعداد ٥٢ تانک طبق سازمان رسمی در هر گردان، به هر گردان ٢٠ تانک کاهش یافته است و در طول یک سال گذشته نیز این تعداد نه تنها افزایشی نداشته، بلکه پیوسته کاهش یافته است.
در صفحه ٣ طرح نیز به نیروی احتیاط نیروی زمینی ارتش اشاره شده و آمده است: "روی یک تیپ زرهی به عنوان احتیاط می توان حساب باز کرد که آن تیپ با داشتن ٢ گردان تانک و یک گردان نفربر، تنها ٣٥ دستگاه تانک دارد." یعنی استعداد واقعی هر گردان زرهی تنها ١٧ تانک بوده و نیروی زمینی ارتش مطلقاً نیروی دیگری برای تقویت یا احتیاط نداشته است. در ادامه برآورد قرارگاه مقدم نیروی زمینی ارتش آمده است: "نیروهای دشمن ازنظر تعداد تانک به نسبت ٥/٢ به ١، برتری دارند." به نظر می رسد محاسبه دقیق و درستی انجام نشده است، زیرا براساس برآورد مذکور، اگر دشمن ٦٠٠ دستگاه تانک (در منطقه عمومی بستان و غرب سوسنگرد و مناطقی همچون هویزه و جفیر) و نیروهای خودی ١٦٠ دستگاه تانک (شامل تیپ٣ لشکر٩٢ و یگان های لشکر١٦ زرهی در منطقه تک و تیپ احتیاط نزاجا) داشتند، در مقایسه تعداد تانک، به نسبت ٤ به ١ برتری با دشمن بوده است. همچنین در صفحه ٣ طرح چنین استدلال شده است: "دشمن باتوجه به دارابودن تحرک عالی و احداث جاده، دارای امکانات واکنش سریع و شدید می باشد و نسبت دارابودن یگان احتیاط و تقویت در سطح تیپ زرهی با مکانیزه، ٣ به یک به نفع دشمن برآورد می شود."
در بحث استعداد پرسنلی طرح نیز آمده است: "استعداد پرسنلی دشمن درحدود ٦٠ تا ٧٠ درصد برآورد می گردد و استعداد پرسنلی ما ٨٣ درصد می باشد و از این حیث بر او برتری داریم.
در ادامه نیز روحیه تهاجمی سپاه پاسداران، مهم ترین عامل قدرت نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران دانسته شده است: "تفوق غیرقابل انکار ما بر دشمن؛ [به دلایل وجود] میل جنگجویی و روحیه تهاجمی سپاه پاسداران می باشد که به نیروهای ارتش توانی تازه می دهد."
افسران ارتش در گزارش برآورد وضعیت عملیات، زمین منطقه عملیاتی کربلای١ را بررسی کرده و نوشته اند: "ازنظر زمین، دشمن بر ما برتری قابل توجهی دارد و ما مجبور به تک در زمینی هستیم که برای تک ما مناسب نیست." در صفحه ٤ طرح درباره قدرت هوایی طرفین جنگ آمده است: "برتری هوایی با متجاوز می باشد و نیروی هوایی ارتش تاکنون توان خود را در کسب برتری هوایی محلی هم اعلام ننموده است و امتیاز کسب برتری هوایی در این برآورد به دشمن واگذار می گردد."
سپس در ادامه نظرهای مطرح شده در صفحه ٥، کارشناسان خبره ارتش سه راهکار را برای آفند نیروهای خودی پیشنهاد کرده اند: "تک به غرب کرخه (منطقه عمومی دزفول)؛ تک به غرب کارون (جنوب اهواز) و تک به منطقه بستان و غرب سوسنگرد"
در برآورد وضعیت عملیاتی راهکارهای طرفین این چنین تجزیه وتحلیل شده است: "تک دشمن باتوجه به استحکامات و خطوط پدافند که برقرار نموده، محتمل به نظر نمی رسد. به علاوه در جبهه های غرب کرخه یا اهواز بااینکه هدف های استراتژیک و ارزشمندی چون دزفول و اهواز وجود دارد، دلیل منطقی برای تک متجاوز وجود ندارد."
و در ادامه اهداف مأموریت واگذاری در طرح کربلای١ ذکر شده و آمده است: "در شمال کرخه برای تک به دشمن و تأمین هدف در شمال بستان، ما مجبور به عبور از مواضع بسیار مستحکم پدافندی دشمن هستیم که به شکل یک عصا بوده و دارای ٥/٨ کیلومتر طول می باشد که از جنوب به رودخانه کرخه و از شمال به تپه های رملی متکی است."
کارشناسان و تیم طرح ریزی ارتش جمهوری اسلامی ایران در ارزیابی شان عبور امکانات ترابری و موتوری را از این منطقه ناممکن و پیروی از چنین طرحی را اشتباه و نامعقول دانسته و درصدد اثبات این فرضیه برآمده اند که اجرای چنین عملیاتی در جریان جنگ، نه تنها موفقیتی نخواهد داشت، بلکه به شکست خواهد انجامید.
در این برآورد درباره امکان مانور در این منطقه آمده است:
هرگونه مانور احاطه ای یا دورانی توسط نیروهای زرهی و مکانیزه غیر مقدور بوده و در صورت