روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٥٩ - روزشمار جنگ سه شنبه ٥ آبان ١٣٦٠ ٢٨ ذی الحجه ١٤٠١ ٢٧ اکتبر ١٩٨١
و بستان و مناطق غربی سوسنگرد را آزاد، سپس با اتکا به موانع طبیعی اقدام [به پدافند] کنند."
دستور جزءبه جزء عملیات در ٥ آذر ١٣٦٠ تهیه و به یگان ها ابلاغ شد. متن تنظیم شدة طرح مانور با عنوان "ولی الله" پس از بررسی در قرارگاه مشترک ارتش و سپاه (قرارگاه کربلا)، بنا به پیشنهاد فرماندهان سپاه با تغییرات و اصلاحات اساسی روبه رو شد و حتی نام آن نیز به "طرح عملیاتی کربلای١" تغییر یافت.
نوع مانور پیش بینی شده برای شمال و جنوب کرخه رخنه ای بود، اما با بررسی های بیشتر، مانور شمال کرخه از حالت رخنه ای به احاطه ای تغییر یافت، اما مانور جنوب کرخه همچنان رخنه ای پیش بینی شده بود.
درعین حال، شماری از افسران ارتش نظیر سرهنگ اقبال محمدزاده، مسعود بختیاری و هوشنگ نوابی به دلیل اینکه جمهوری اسلامی برای اجرای این طرح برتری هوایی و برتری نیروی انسانی ندارد، مخالف اجرای عملیات بودند و نتایج بررسی های کارشناسانه شان را به فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران ارائه کردند که استدلال آنان با تردید سرهنگ صیاد شیرازی مواجه شد و با آن موافقت نشد و با دستور وی اجرای عملیات و آماده سازی مقدمات آن قطعیت یافت.
پس از بررسی های ضروری فرماندهان سپاه و ارتش درباره تعیین مکان و زمان عملیات آینده، برمبنای برآورد و نظریه و پیشنهاد سپاه نتیجه نهایی حاصل شد. نتیجه به دست آمده مبتنی بر اولویت های برآمده از نیازهای اساسی مناطق عملیاتی بود، بدین ترتیب که در درجه اول باید به عوامل مؤثر در طرح ریزی توجه می شد، علاوه بر اینکه بر اهداف ازپیش تعیین شده نیز باید تأکید می شد. بی تردید، نتایج به دست آمده از اختلاف نظرهای عمیق و مخالفت با دیدگاه های مطرح شده، از پذیرش محض و بی چون و چرای هر ایده ای جلوگیری می کرد و طراحان در هر سطح و پُستی را وادار می کرد از ایده های معقولانه شان براساس قراین و ادله منطقی دفاع کنند و حتی درخصوص مباحث جنگی نیز برهان و دلیل بیاورند و از تبعیت و اطاعت محض بپرهیزند.
پس از بررسی های فراوان و تأکید بر اصولی همچون ضرورت هدف قراردادن نیروهای احتیاط عراق در عمق؛ بهره گیری از نقاط آسیب پذیر دشمن؛ استفاده از توانایی های سپاه برای شکستن خطوط و اجرای تک احاطه ای سپاه و استفاده از یگان های زرهی ارتش برای پدافند از مواضع تصرف شده، فرماندهان سپاه و ارتش طرح کلی مانور عملیات را تصویب کردند.
محورهای گوناگون عملیات با درنظرگرفتن شاخص های متعددی مانند وضعیت دشمن، زمین، ضرورت ها و تاکتیک های ویژه، تعیین و برای هر محور اهداف و سازمان رزم مشخص به این شرح در نظر گرفته شد:
با درنظرگرفتن تحلیل ها و بررسی های دشمن درباره توان خودی و ناباوری فرماندهان عراقی درخصوص امکان عبور نیروهای خودی از منطقه رملی شمال منطقه عملیات، محور شمالی رودخانه کرخه، محور اصلی برای تک احاطه ای عملیات انتخاب شد تا از این طریق دشمن غافلگیر شود. این اقدام درواقع دستاورد مهمی از نبردهای گذشته به ویژه عملیات ثامن الائمه(ع)، به حساب می آمد. دراین باره یکی از فرماندهان تیپ١٤ امام حسین(ع) به عملیات ثامن الائمه(ع) اشاره و نتایج به دست آمده از آن را برای نبردهای پیش رو بدین ترتیب بیان می کند:
مهم ترین ویژگی عملیات ثامن الائمه(ع)، اجرای عملیات از نهر شادگان به عمق جبهه لشکر٣ زرهی عراق بود. این مانور که ازلحاظ تاکتیکی، مانور احاطه ای یک طرفه نامیده می شود، به خاطر اینکه مشکلات تک جبهه ای را نداشت و ناچار نبود از سنگرهای محکم، خاکریز مسلح و تیربارهای محاسبه شده عبور کند، به راحتی موفق به نفوذ در عقبه نیروهای دشمن شد، درحالی که هنوز نیروها در تک جبهه ای دارخوین و ٢ جبهه آبادان (ایستگاه٧ و فیاضیه) درگیر بودند تا خود را به پل قصبه برسانند. این تجربه بسیار خوبی بود تا فرماندهان تیپ١٤ امام حسین(ع) درس خود را از نبرد قبلی، پیاده سازند و مانور احاطه ای دشمن در شمال کرخه و از ارتفاعات غیر قابل عبور رملی را با علاقه بپذیرند. همان طور که در عملیات حصر آبادان، دشمن احتمال عبور ما از نهر شادگان را نمی داد، در عملیات طریق القدس هم [ارتش عراق، برخلاف تصور و تحلیل هایش] ضربه اصلی را از شمال منطقه نبرد و از محل عبور رزمندگان اسلام از ارتفاعات رملی متحمل شد.
بنابراین، مقرر شد با استفاده از یک مانور احاطه ای و با به کاربردن ٢ تیپ پیادة سپاه و یک تیپ زرهی