روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٥٧ - روزشمار جنگ سه شنبه ٥ آبان ١٣٦٠ ٢٨ ذی الحجه ١٤٠١ ٢٧ اکتبر ١٩٨١
اکثر فرماندهان و به خصوص تیم طرح ریزی سپاه، در مقابل اعتقاد داشت که به هیچ وجه نباید زمان را از دست داد و عامل زمان بسیار تعیین کننده است و تناسب توان و امکانات با استعداد دشمن و زمین، به شکل خردمندانه ای حکم می کند که هرچه زودتر به دشمن در منطقه عملیاتی بستان و غرب سوسنگرد باید تهاجم نمود تا با روحیه ای و اعتمادبه نفسی که خداوند لطف کرده، این گام دوم و متناسب [با توان سازمان رزم موجود] را بعد از انجام عملیات در شرق کارون، باید به سرعت برداشت و چنانچه زمان را از دست داده و به فکر تهاجم به غرب کرخه قبل از انجام عملیات در بستان باشیم و خود را درگیر موهومات نماییم، مجدداً شرایط یک سال قبل تکرار و بر ما تحمیل می شود و این خواست دشمن است که حمله را به تأخیر بیندازیم و درحالی که همه تکلیف داشتند برابر امر فرمانده کل قوا حضرت امام، بدون ازدست دادن زمان، با برآورد صحیح به دشمن حمله نمایند، شخصی مثل فرمانده نیروی زمینی (سرهنگ صیاد شیرازی) متحیر می ماند که این چه توصیه ای است که تیم طرح ریزی ارائه نموده است. درحالی که وسعت جغرافیایی منطقه عملیات فتح المبین١٠ برابر منطقه عملیاتی طریق القدس است و دشمن در آنجا حداقل ٥ - ٤ برابر منطقه بستان نیروی نظامی و امکانات دارد، چگونه با ٣٠ الی ٤٠ گردان نیروی ارتشی و سپاهی می توان هر دو منطقه را هم زمان آماده ساخت و پشت سرهم به این دو منطقه تهاجم نمود؟
تیم طرح ریزی در سطرهای پایانی این برآورد تاریخی - که اولین برآورد تیم طرح ریزی نیروی زمینی ارتش در دوره فرماندهی جدید نیروی زمینی ارتش (سرهنگ صیاد شیرازی) می باشد - آورده است:
"ناگزیر از جست وجوی راهکارهای مناسب تر [باید بود. بدین ترتیب که] طرح ریزی و کسب آمادگی در جبهه بستان و غرب سوسنگرد و به پای کار آوردن اسباب کار به ویژه مهمات مورد نیاز به سرعت ادامه یابد و حالت آمادگی حفظ گردد و توان رزمی افزایش داده شود و هم زمان طرح کربلای٢ (غرب دزفول و کرخه) هم آماده اجرا گردد. آنگاه ضربه به دشمن در یکی از دو جبهه در لحظه مناسب به دشمن فرود آید [و هنوز دشمن از تک اول نیاسوده است، آفند دوم ما بدون آنکه به دشمن فرصت به خود آمدن داده باشد، اجرا گردد.]
تیم طرح ریزی باتوجه به استعداد و امکانات نیروهای خودی و تناسب آنها با وسعت زمین دشمن، حتی پیشنهاد نمی دهد که ابتدا به جبهه بستان حمله شود و در خاتمه چنین مطرح می کند:
"نیروی زمینی در جنوب به طرح ریزی و تهیه برای اجرای طرح کربلای١ ادامه می دهد، هم زمان، طرح کربلای٢ هم آمادة اجرا می گردد. بنا به دستور [درصورتی که فرمانده نیرو دستور بدهد] در ساعت (س) روز (ر) عملیات کربلای١ به منظور قطع ارتباط جبهه غرب کارون با غرب کرخه و سد راه های تقویت دشمن از جنوب به شمال اجرا گردد و بلافاصله [نیروی زمینی ارتش] آماده اجرای طرح کربلای٢ [می]گردد."
اما مشاوران به صراحت هیچ کدام از این دو عملیات را به فرمانده پیشنهاد نمی دهند و بر آن تأکید نمی کنند و درحقیقت، فرمانده نیروی زمینی دراین باره باید خود تصمیم می گرفت. غلامعلی رشید دراین خصوص می گوید:
"خواننده با مطالعه و دقت کافی در برآورد، متحیر می ماند و درمی یابد که تیم طرح ریزی قادر نیست حرف صریح و روشنی پیش پای فرمانده بگذارد و از اجرای عملیات طرح کربلای١ (عملیات طریق القدس) هیچ گونه دفاعی نمی کند؛ نظریه ای هماهنگ ارائه نمی دهد و موافقت خود را و نظریه خود را درجهت اجرای عملیات بیان نمی کند، درحالی که به نظر می رسد فرمانده نیرو روی اجرای عملیات کربلای١ اصرار و انگیزه کافی دارد. ستاد و تیم طرح ریزی در کنار هر فرمانده ای با درنظرگرفتن جمیع شرایط باید متناسب با توانایی های خودی، درجهت کمک به تصمیم گیری فرمانده، پیشنهاد روشن، شفاف و صریحی بدهد و متناسب با توجیه اولیة ستاد ازسوی فرمانده، به خواسته و ایده های فرمانده باید توجه نماید، ولی کاملاً در این برآورد معلوم است که ازباب وظیفه و رفع تکلیف به شکل صوری در پایان پیشنهادی ارائه می نماید که می توان گفت، روند طرح مسائل و مباحث در متن برآورد از ابتدا تا انتها، دعوت فرمانده به عدم انجام عملیات در منطقه عملیاتی بستان می باشد و پیشنهاد پایانی برآورد، درحقیقت خلاف مباحثی است که تیم طرح ریزی از دید خودشان، منطقی بحث کرده اند و به نظر می رسد تیم طرح ریزی براساس دیدگاه ها و