توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٧ - بطلان قول قائلين به دلالت ذاتى الفاظ
بفهمد چه آنكه مدلول از دليل منفك و جدا نيست و نيز طبق اينقول ممتنع است بتوان لفظ را بواسطه قرينه طورى قرار داد كه بر معناى مجازى دلالت نموده نه بر معناى حقيقى زيرا شئ ذاتى بواسطه غير زائل نميشود و همچنين بايد مستحيل و ممتنع باشد لفظ را از معنائى به معناى ديگر بتوان نقل داد بطورى كه در وقت اطلاق تنها معناى دوّم فهميده شود.
تأويل سكاكى
سكّاكى قول مزبور (يعنى قول كسانى كه به دلالت ذاتى الفاظ بر معانى قائل هستند) را تأويل برده و از ظاهرش صرف كرده و گفته است:
اينكلام تنبيه است بر همان معنائى كه پيشوايان علم اشتقاق و تصريف بآن معتقدند و آن اينستكه:
حروف داراى خواصّى هستند كه بواسطه آن مختلف ميشوند هم چون جهر، همس، شدّت، رخاوت و حدّ وسط بين ايندو و غير ذلك از خواص.
و اين خواصّ مقتضى هستند كه عالم بآنها وقتى بخواهد شيئى را از حروف تركيب يافته براى معنائى تعيين كند تناسب بين لفظ مركّب و معنا را مهمل نگذارد مانند لفظ [فصم] با فاء كه حرفى است واجد خصوصيّت رخاوت، آنرا واضع براى شكستن شئ بدون صدا وضع نموده و لفظ [قصم] با قاف كه حرفى است واجد خصوصيّت شدّت، واضع آنرا براى شكستن شئ با صدا وضع نموده و چنانچه ملاحظه ميشود تناسب فاء و قاف با معناى دو لفظ كاملا رعايت گرديده.
و نيز ارباب ايندو فنّ گفتهاند: