توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٦ - نقد شارح بر مصنف
متحيّر است گفته ميشود:
انّى اراك تقدّم رجلا و تؤخر اخرى.
مىبينم تو را كه يكبار پا جلو گذارده و بار ديگر پا بعقب مينهى.
در اينمثال صورت شخص متردّد را به صورت تحيّر و تردّد كسيكه مىايستد تا برود پس يكبار تصميم برفتن مىگيرد لذا قدم بجلو نهاده و بار ديگر پشيمان شده و از تصميمش برگشته و پا بعقب مىنهد تشبيه شده و كلام كه به دلالت مطابقى بر صورت دوّم دلالت دارد در صورت اوّل استعمال گرديده و وجه شبه يكبار اقدام و بار ديگر بعقب برگشتن ميباشد كه از امورى متعدّد انتزاع شده چنانچه واضح و روشن است.
و اين مجاز مركّب را تمثيل بر سبيل استعاره مينامند.
امّا جهت تسميهاش به تمثيل آنستكه وجه شبه در آن از امور متعدّد انتزاع گرديده است و وجه ناميدنش به استعاره آنستكه در آن مشبهبه ذكر گرديده و از آن مشبه اراده شده چنانچه شأن استعاره همين است.
و گاهى نيز آنرا تمثيل خوانده بدون تقييد به [بر سبيل استعاره] و امتياز آن از تشبيه با كاف و ساير ادات تشبيه آنستكه به مجاز مركّب چنانچه گفته شد تمثيل على سبيل الاستعاره يا تمثيل گفته ميشود بخلاف تشبيه كه بآن تشبيه تمثيل يا تشبيه تمثيلى اطلاق مينمايند.
نقد شارح بر مصنف
شارح در مقام انتقاد به مصنّف ميگويد:
اينكه مصنّف مجاز مركّب را به استعاره تخصيص داد و قسم ديگرى