توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢ - تقسيم استعاره باعتبار لفظ مستعار
مىباشد بطوريكه كرم در مفهوم آن داخل نيست.
لازم بتذكّر استكه اينكه گفتيم [حاتم] به رجل تأويل برده شده و كرامت لازمه آنست نه آنكه وصف معتبر در مفهومش باشد جهتش آنست كه اگر كرامت را جزء مفهوم حاتم بدانيم و آنرا به كريم يا جواد تأويل ببريم نظير كريم و جواد مشتق فرض شده و استعاره در آن تبعيّه مىگردد نه اصليّه.
قوله: فالاستعارة اصليّة: كلمه [اصليّه] منسوب است به [اصل] و مقصود از [اصل] كثير و غالب ميباشد.
قوله: اذا استعير للّرجل الشّجاع: مانند: رأيت اسدا يرمى چه آنكه در اينمثال رجل شجاع به حيوان درّنده تشبيه شده و جامع بين ايندو شجاعت و پردلى است منتهى ادّعاء شده رجل شجاع فردى از افراد حيوان درّنده است يعنى حيوان درّنده دو فرد دارد، فردى از آن حيوان درّنده غير متعارف بوده و آن شير بيابانى است و فرد ديگرش حيوان درّنده غير متعارف بوده و آن شير خانگى است (رجل شجاع) و بدين ترتيب در مثال مذكور لفظ مشبّهبه را براى مشبّه استعاره آوردهايم و اين استعاره اصليّه ميباشد.
قوله: اذا استعير للضرب الشديد: مانند: هذا قتل يعنى هذا ضرب شديد پس ضرب شديد را به قتل تشبيه كرده و جامع بين ايندو نهايت آزار و ايذاء ميباشد و اسم مشبهبه يعنى قتل را استعاره براى مشبّه (ضرب شديد) آوردهايم و اين استعاره، استعاره اصليّه ميباشد.
قوله: الاوّل اسم عين: اين عبارت اشاره است باينكه سر