توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٨ - پيدايش غرابت در استعاره
قوله: و هو مسيل الماء: مقصود رودخانه مىباشد.
قوله: فيه دقاق الحصى: ضمير در [فيه] به مسيل الماء راجع بوده و مراد از [دقاق الحصى] سنگريزه و شن مىباشد.
قوله: سيرا حثيثا: يعنى سير سريع.
قوله: اذا اسند الفعل: ضمير فاعلى در [اسند] بشاعر راجعست.
قوله: انّه امتلئت الاباطح: ضمير در [انّه] بمعناى [شأن] مىباشد.
قوله: و اشتعل الرأس شيبا : آيه (٤) از سوره مريم.
در اين آيه شريفه نيز حقتعالى اشتعال را كه وصف براى موى سر مىباشد به رأس كه محلّ است اسناد داده تا بدينوسيله اشعار كند به اينكه حال محل را پر و حلول كرده است لذا هرجزء جزء از رأس متّصف است به اشتعال بخاطر اينكه حال در آن باين وصف متّصف ميباشد.
قوله: و ادخل الاعناق: معطوف است به [اسند]، بنابر اين ضمير فاعلى در [ادخل] به شاعر راجع است.
قوله: فى الهوادى: جمع هاديه است بمعناى گردن.
مؤلف گويد:
وجه تسميه عنق به هاديه آنستكه بهائم بواسطه عنق و گردنشان بجهت و طرفى كه ميل بآن دارند هدايت مىشوند.
قوله: تستند اليها: ضمير در [اليها] به هوادى راجعست