توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٣ - اقسام استعاره باعتبار طرفين
هستند بايد استعاره وفاقيّه ناميده شود زيرا بين طرفين اتّفاق و سازش مىباشد.
سپس شارح گويد:
عبارت [و امّا ممتنع] معطوف است بر [امّا ممكن] و حاصل آنكه:
و يا اجتماع طرفين استعاره در شئ واحد ممتنع است مثل موردى كه اسم معدوم را براى موجود استعاره آورده باشيم بخاطر آنكه نفع در موجود منتفى است همانطوريكه در معدوم منتفى ميباشد و بدون شك اجتماع وجود و عدم در شئ واحد ممتنع است.
و همچنين است استعاره آوردن اسم موجود را براى معدوم يا مفقودى كه آثار نيك و جميلش باقى مانده و همين بقاء موجب گشته نامش بين مردم زنده مانده و پيوسته اسمش زبانزد خلق باشد و بهرتقدير نام چنين استعارهاى را بايد عناديّه گذارد زيرا طرفين با هم معاند بوده و اجتماعشان ممتنع ميباشد.
پس از آن مىگويد:
ضمير در [منها] به عناديّه راجع است و حاصل آنكه:
و از مصاديق استعاره عناديّه محسوب ميشود، استعاره تهكّميّه و تمليحيّه.
استعاره تهكميّه و تمليحيّه عبارتند از چيزى كه در ضد معناى حقيقى خود يا نقيض آن استعمال شده باشد و قبلا مجوّز اين استعمال بيان شد و گفتيم:
تضاد يا تناقض را بواسطه تمليح يا تهكم بمنزله تناسب قرار داده و از لفظ احد المتضادين يا متناقضين ديگرى را اراده مىكنيم چنانچه