توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩ - نكته چهارم تحقيق در قيود تعريف حقيقت
نكته سوم حقيقت از نظر لغت و اصطلاح
كلمه [حقيقت] در اصل و لغت، حقيق بر وزن [فعيل] مىباشد و آن يا بمعناى فاعل بوده همچون قليل و شريف كه به معناى فاعل هستند و يا بمعناى مفعول است همانطورى كه قتيل بمعناى مفعول مىباشد چه آنكه صفت مشبههاى كه بر وزن [فعيل] آيد گاهى بمعناى فاعل بوده و زمانى بمعناى مفعول مىباشد و بهرصورت اگر حقيق به معناى فاعل بوده باشد مشتق است از [حقّ الشئ] يعنى ثبت الشئ بوده و در صورتيكه بمعناى مفعول باشد از [حققّته] يعنى اثبته مشتق مىباشد و در هردو صورت [تاء] ملحق بآن تاء ناقله است يعنى علامت آنستكه در استعمالات معناى وصفى نداشته بلكه از آن به معناى اسمى نقل داده شده.
و در اصطلاح عبارتست از كلمهاى كه آنرا در موضوع له اصطلاحى كه تخاطب بآن واقع ميشود استعمال كنند مثلا لفظ [صلوة] در شرع براى نماز وضع شده حال اگر شارع مقدّس يا اهل شرع در اصطلاحيكه به آن تكلّم و تخاطب مينمايند لفظ [صلاه] را در معناى مزبور يعنى [نماز] استعمال كنند اين استعمال را حقيقى و [صلوة] را حقيقت گويند.
نكته چهارم تحقيق در قيود تعريف حقيقت
مصنّف در تعريف حقيقت گفت: