توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧١ - مجاز عقلى بودن استعاره و استدلال بر آن
داده چنانچه بكسيكه نام فرزندش را [اسد] نهاده نمىگويند وى فرزندش را اسد قرار داده است چه آنكه در محاوره و استعمالات عرفى نمىگويند فلانى ديگر را امير قرار داده مگر آنكه در او صفت امارت را اثبات نمايد و با توجّه باينمطلب مىگوئيم:
وقتى نقل اسم مشبهبه بمشبه به تبع نقل معنايش بآن باشد باين معنا كه براى زيد يعنى مشبّه معناى اسد حقيقى (مشبهبه) را ادّعاء اثبات كرده و سپس اسم اسد را بر وى اطلاق نمائيم، اسد در موضوعله خود استعمال شده در نتيجه مجاز لغوى نبوده بلكه مجاز عقلى ميباشد يعنى عقل مرد شجاع را از جنس اسد قرار داده و آنچه را كه در واقع وجود ندارد بمجاز عقلى واقع فرض مينمايد و بخاطر همين جهت كه اطلاق اسم مشبهبه بر مشبه بعد از ادّعاء دخول آن در جنس مشبهبه ميباشد صحيح است كه شاعر يعنى ابن عميد تعجّب كرده و بگويد:
|
قامت تظلّلنى من الشمس |
نفس اعزّ على من نفسى |
|
|
قامت تظلّلنى و من عجب |
شمس تظلّلنى من الشمس |