توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٢ - استعاره و برخى از اقسام آن
معناى مجازى را به معناى موضوع له تشبيه كرد چه آنكه تشبيه شيئى به خودش مستحيل است.
مضافا باينكه مقصود از [ماء موصوله] در كلام مصنّف كه گفت:
فالاستعارة ما تضمّن تشبيه معناه بموضوع له.
بقرينه تقسيم مجاز به استعاره و غير استعاره، مجاز مىباشد درحاليكه اسد در امثله مذكور مجاز نيست زيرا لفظى استكه در موضوع له خود استعمال شده.
ولى در اين تقرير بحث و كلام است زيرا قبول نداريم كه اسد در امثله مذكور در موضوع له بكار رفته باشد بلكه در [شجاع] استعمال شده لذا يا مجاز مرسل بوده و يا استعاره ميباشد چنانچه در مثال [رأيت اسدا يرمى] اسد يا مجاز مرسل است و يا استعاره ميباشد.
سؤال
مجاز يا استعاره بودن [اسد] در مثال [رأيت اسدا يرمى] را قبول نداريم زيرا با آن قرينهاى استكه بر مجاز بودنش دلالت مىكند و آن عبارتست از [يرمى] ولى در امثله مزبور قرينهاى وجود ندارد تا بواسطه آن اسد را حمل بر مجاز يا استعاره كنيم پس گفته مصنّف صحيح است كه [اسد] در امثله مذكور نه استعاره است و نه مجاز بلكه استعمال در موضوع له ميباشد.
جواب
استعمال [اسد] در امثله مذكور همانطوريكه گفته شد يا مجازى