توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٢ - تقسيم حقيقت و مجاز
البتّه بايد توجّه داشت كه اين تقسيم در حقيقت باعتبار واضع مىباشد با اين تقرير كه مىگوئيم:
اگر واضع حقيقت واضع لفظ و لغت باشد حقيقت را لغوى گفته و در صورتيكه شارع باشد حقيقت شرعيه خوانند و بهمين قياس تا آخر.
و در مجاز بملاحظه اصطلاحى است كه استعمال در غير موضوع له آن اصطلاح واقع شده با اين بيان كه مىگوئيم:
اگر اصطلاح مزبور، اصطلاح لغت باشد مجاز را لغوى گفته و در صورتيكه اصطلاح شرعى باشد مجاز را مجاز شرعى و در غير اينصورت بآن مجاز عرفى عام يا خاصّ گويند.
مثال
مانند لفظ [اسد] نسبت به حيوان درّنده مخصوص و رجل شجاع چه آنكه لفظ مزبور در حيوان درّنده مخصوص حقيقت لغوى و در رجل شجاع مجاز لغوى مىباشد.
و نيز نظير لفظ [صلوة] نسبت به عبادت مخصوص و دعاء زيرا اينكلمه در عبادت حقيقت شرعيّه بوده و در دعاء مجاز شرعى به حساب مىآيد.
و همچنين مثل لفظ [فعل] نسبت به لفظ مخصوص يعنى لفظى كه بر معناى مستقلّى مقرون بيكى از سه زمان دلالت كند و حدث چه آنكه لفظ فعل در لفظ مخصوص حقيقت عرفيه خاصّه يعنى حقيقت نحوى بوده و در حدث مجاز نحوى بحساب مىآيد.
و همچون لفظ [دابّه] نسبت به چهارپايان و انسان زيرا لفظ