توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣١١ - قسم دوم از كنايه
فلان عريض القفاء (فلانى گردن پهن است).
پهن بودن پشت گردن و بزرگ بودن سر بحدّ افراط از امورى است كه بواسطه آن بر بلاهت و خنگى شخص استدلال مىنمايند پس ميتوان گفت (پهن بودن گردن) بحسب اعتقاد اهل عرف ملزوم بلاهت ميباشد منتهى در انتقال از آن به بلاهت يك نوع خفائى است كه هركسى بر آن نميتواند مطّلع شود.
ناگفته نماند كه خفاء در آن بواسطه كثرت وسائط و انتقالات نبوده تا كنايه بعيده محسوب شود.
كنايه بعيده: آنستكه انتقال از كنايه بمطلوب بسبب واسطه باشد همچون قول اهل لسان در مقام كنايه از شخص كثير الضيافة:
فلان كثير الرّماد (فلانى خاكستر زيادى دارد).
در اينمثال ابتداء از كثرت رماد به كثرت سوزاندن هيزم زير ديگها و سپس از كثرت سوزاندن هيزم به كثرت مطبوخات و از آنها به كثرت خورندهگان و از آن به كثرت ميهمانان و از آن به جود و سخاوت شخص منتقل ميشويم.
البتّه بايد توجّه داشت كه در اينقسم از استعاره بحسب قلّت و كثرت وسائط دلالت بر مطلوب از حيث وضوح و خفاء مختلف ميباشد.
شرح فارسى:
توضيح
قوله: المطلوب بها صفة من الصّفات: مقصود از [صفت] معنائى استكه قائم بالغير باشد نظير جود و كرم و طول قامت نه خصوص معناى اصلى يعنى نعت نحوى.