توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩٩ - رد فرق مزبور
نظير انتقال از غيث (باران) به نبت (گياه) و نيز مانند انتقال از [اسد] به شجاعت.
رد فرق مزبور
اين فرق مردود است زيرا لازم گاهى ملزوم نيز بوده و زمانى همان صرف لازم مىباشد با توجّه باين نكته مىگوئيم:
اگر لازم، ملزوم نبود نه مستقلا و بنفسه و نه بكمك قرينه ابدا انتقال از آن به ملزوم حاصل شده نميشود زيرا لازم من حيث هو ممكن است از ملزوم خود اعم باشد و از طرفى ديگر عام بر خاص دلالت ندارد.
و وقتى لازم ملزوم بود انتقال از ملزوم به لازم بوده همانطوريكه در مجاز چنين مىباشد و بدين ترتيب فرق مزبور مردود قرار مىگيرد و سكّاكى نيز معترف است وقتى لازم ملزوم نبود انتقال از آن ممتنع است.
برخى گفتهاند:
مراد سكّاكى اينستكه لزوم از دو طرف از خواصّ كنايه بوده نه مجاز يا به عبارت ديگر لزوم از طرفين در كنايه شرط بوده نه در مجاز.
شارح گويد:
اين گفتار دليلى ندارد.
جواب ديگر
بعضى جواب ديگر داده و گفتهاند:
مقصود سكّاكى از [لازم] چيزى استكه وجودش تبعى بوده نه استقلالى مانند طول نجاد كه تابع طول قامت مىباشد و بر همين اساس