توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٨٣ - اعم بودن تشبيه از استعاره
وقتى وجه شبه بين طرفين قوى بود بطورى كه طرفين تشبيه گويا با هم متّحد بودند همچون عالم و نور، شبهه و ظلمت ديگر تشبيه حسن نداشته بلكه استعاره متعيّن ميباشد تا بدين ترتيب منجر به تشبيه شئ بنفسه نشود لذا وقتى مسئلهاى را درك نموده و بفهمى بايد بگوئى:
حصل فى قلبى نور (در دل من نور پديد آمد) يعنى نور گفته و از آن علم اراده كنى همانطوريكه در استعاره معمول است و حقّ نداى بگوئى:
حصل فى قلبى علم كالنّور يعنى بصورت تشبيه جمله بياورى.
چنانچه اگر در شبهه قرار گرفتى بايد بگوئى:
وقعت فى ظلمة (در ظلمت و تاريكى واقع شدم) يعنى ظلمت گفته و از آن شبهه را راده كردهاى چنانچه در استعاره امر بدينسان است و ابدا حقّ ندارى بگوئى:
وقعت فى شبهة كالظلمة.
سپس شارح در ذيل قول مصنّف كه گفته است: استعاره مكنى عنها مانند تحقيقيّه ميباشد گفته:
استعاره مكنى عنها در اينكه حسنش وابسته است به رعايت نمودن جهاتى كه حسن تشبيه به آنها مرتبط است مانند استعاره تحقيقيّه ميباشد.
و وجه اينمعنا كه حسن استعاره بالكنايه وابسته به رعايت كردن جهاتى است كه حسن تشبيه به آنها مرتبط است آنستكه استعاره بالكنايه عبارت است از تشبيه مضمر نفسانى پس در واقع تشبيه است و قهرا جهاتى كه حسن تشبيه به آنها ارتباط دارد حسن استعاره نيز بدون ترديد به