توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٥١ - مردود بودن تفسير سكاكى نسبت به استعاره بالكنايه در كلام مصنف
مستعمل باشد.
لذا اين فقره از عبارت مصنّف در مقام اشكال (بان لفظ المشبه فيها مستعمل فيما وضع له تحقيقا) اشاره به صغراى قياس بوده و اين عبارت (و الاستعارة ليست كذلك) اشاره به كبراى آن ميباشد.
قوله: لانّه قد فسّرها: ضمير در [لانّه] به سكّاكى راجع بوده و ضمير مؤنث در [فسّرها] به استعاره بالكنايه برمىگردد.
قوله: و لمّا كان هيهنا مظنة سئوال الخ: يعنى سئوال از طرف سكّاكى و حاصل آن اينستكه:
مصنّف در صغراى قياسى كه بعنوان اشكال بر سكّاكى ايراد نمود گفت:
لفظ مشبّه در استعاره بالكنايه در موضوعله حقيقى استعمال شده.
بايد بگوئيم:
در مثال: انشبت المنيّة اظفارها اگر لفظ [منيّه] در موضوع له حقيقى خود يعنى مرگ استعمال شده باشد نه سبع و درّنده پس چگونه لفظ [اظفار] بآن اضافه شده بااينكه انتفاء اظفار از منيّه امر بديهى و روشن است پس از نفس اضافه مزبور معلوم ميشود كه از [منيّه] يعنى مشبّه سبع يعنى مشبّهبه اراده شده.
قوله: انّه لو اريد الخ: ضمير در [انّه] بمعناى [شأن] مىباشد.
قوله: و اضافة نحو الاظفار الخ: يعنى منافاتى نيست بين اينكه از [منيّه] مرگ اراده شده باشد و در عين حال اظفار را بآن اضافه