توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٢ - اشكال ديگر مصنف بسكاكى
مىگردد مثلا همانطورى كه در استعاره تخييليّه براى مرگ يعنى مشبّه اظفار را كه از مختصّات مشبّهبه (سبع) مىباشد اثبات مىكنيم عينا در ترشيح براى اختيار نمودن گمراهى بر هدايت كه مشبّه است پارهاى از مختصّات مشبّهبه يعنى اشتراء حقيقى نظير ربح و تجارت را اثبات مينمائيم لذا همانطورى كه در استعاره تخييليّه صورت وهميّه شبيه به اظفار را اعتبار مىكنيم در اينجا نيز لازمست امر وهمى شبيه به تجارت و ربح را اعتبار و لحاظ بنمائيم تا استعمال ربح و تجارت نسبت بايندو، در استعاره تخييليّه بحساب آيد چه آنكه بين استعاره تخييليّه و ترشيح هيچ فرقى نبوده مگر آنكه:
در استعاره تخييليّه تعبير از مشبّه كه برخى از مختصّات مشبّه به برايش اثبات شده همچون مرگ بلفظى صورت ميگيرد كه براى آن وضع شده مانند لفظ [منيّه] كه براى مرگ وضع شده ولى در ترشيح به غير لفظ موضوع تعبير صورت ميگيرد مانند لفظ [اشتراء] كه بواسطه آن از اختيار و استبدال (مشبه) تعبير ميشود با اينكه لفظ [اشتراء] براى اين معنا وضع نشده است ولى اينفرق موجب آن نميشود كه در استعاره تخييليّه معناى متوهّم (صورت وهميّه) اعتبار شده ولى در ترشيح اعتبار نگردد لذا اعتبار و لحاظ اين صورت وهميّه در يكى و عدم اعتبارش در ديگرى تحكّمى بيش نيست.
جواب شارح از اشكال مذكور
شارح در جواب اشكال مذكور مىگويد: