الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٧ - رأى برخى از ادباء و مردود بودنش
كه بمعناى الّا است درمىآيد مانند قرائت برخى از قرّاء سبعه:
ان كلّ نفس لمّا عليها حافظ ( نيست هيچ نفسى مگر آنكه بر آن حافظ و نگهبانى مىباشد).
به تشديد « ميم » در « لمّا » و تقدير آن چنين است:
ما كلّ نفس الّا عليها حافظ.
مصنّف مىگويد:
اينمقاله مردود است بواسطه فرموده حقتعالى:
ان عندكم من سلطان بهذا ( نيست نزد شما برهان و دليلى بر آن).
در اين آيه شريفه بعد از « ان » نافيه نه « الّا » واقع شده و نه « لمّا » بمعناى « الّا » و همچنين فرموده ديگر باريتعالى:
قل ان ادرى أقريب ما توعدون ( بگو نميدانم آيا آنچه را كه وعده داديد نزديك است).
در اين آيه نيز بعد از « ان » نافيه نه الّا آمده و نه لمّا.
و نيز آيه ديگر:
و ان ادرى لعلّه فتنة لكم ( نميدانم شايد آن آزمايش و امتحانى براى شما باشد).
در اين آيه نيز بعد از « ان » نافيه نه الّا واقع شده و نه لمّا.
شرح
قوله: ان الكافرون الّا فى غرور : آيه (٢٠) از سوره ملك.
تجزيه و تركيب
ان: نافيه، غير عامله، مبنى.
الكافرون: مبتدأ، و خبرش « فى شيى» است كه محذوف مىباشد.
الّا: حرف استثناء.