الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٤ - تنبيه و تذكر
اى هند نمكين كه تو را به نيكوروى بودن مدح مىكنم البته البته وعده بده.
و چنانچه ملاحظه مىكنيم در هيچيك از ايندو معنا متكلم براى هند معين و مشخص نكرده كه بچه چيز وعده بدهد بخلاف تقدير سوّم كه در آن موعود براى هند معين شده و آن عبارتست از خصلت و خلق نيكو.
و كلمه « و اى» مصدر و مفعول مطلق نوعى است كه نصب آن به واسطه فعل امر يعنى « انّ » بوده و اصلش و أيا مثل و أى من، مىباشد چنانچه در فرموده حقتعالى يعنى:
فاخذناهم اخذ عزيز مقتدر ( پس ايشان را مؤاخذه نموديم همچون مؤاخذه نمودن شخص بااقتدار) امر چنين است يعنى « اخذ » مفعول مطلق نوعى است كه نصب آن بواسطه فعل يعنى « اخذناهم » مىباشد.
و كلمه « اضمرت » با تاء تأنيث صفت است براى « من » كه معنا مؤنث است لذا از باب حمل بر معنا « اضمرت » نيز مؤنث آورده شده مثل: من كانت امّك (مادرت چه كسى مىباشد) كه در اينمثال نيز تأنيث « كانت » بملاحظه آنستكه « من » معنا مؤنث مىباشد.
شرح
قوله: قد تقع الهمزه فعلا: يعنى فعل امر.
قوله: و ذلك: يعنى و بيان ذلك (توضيح و شرح فعل واقع شدن همزه).
قوله: انّهم يقولون: ضمير جمع به اهل لسان راجع است.
قوله: لوقوعها بين ياء مفتوحه و كسره: ضمير در « لوقوعها » به واو راجع است و حذف واو از فعل مضارع مبتنى بر قاعده كليهاى است كه در مثال واوى از باب فعل، يفعل جارى مىباشد.
قوله: وقى يقى: مصدرش وقاية يعنى حفاظت مىباشد.
قوله: ونى ينى: مصدرش وناية يعنى فتور و سستى مىباشد.
قوله: و الامر منه: ضمير در « منه » به واى يئى راجع است.