الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٠٧ - معناى منقطعه
فرموده حقتعالى آمده:
هل يستوى الاعمى و البصير ام هل تستوى الظلمات و النّور ( آيا نابينا و بينا با هم مساويند بلكه آيا تاريكى و نور با هم يكسانند).
شاهد در « ام » است كه قبل از آن جمله استفهاميهاى است كه با غير همزه يعنى هل آمده است.
معناى منقطعه
و معناى ام منقطعه « اضراب » است كه هيچگاه اينمعنا از آن جدا نميشود، و با توجه باين مطلب مىگوئيم:
ام منقطعه گاهى براى اضراب بتنهائى است و زمانى علاوه بر آن متضمن استفهام انكارى يا استفهامطلبى نيز مىباشد.
پس از قسم اوّل است آيه شريفه:
هل يستوى الاعمى و البصير ام هل تستوى الظلمات و النور ام جعلوا للّه شركاء ( آيا نابينا و بينا با هم مساويند، بلكه آيا تاريكى با نور يكسان است، بلكه قرار دادند براى خدا شريكانى) در اين شريفه هم « ام » اوّلى و هم « ام » دوّمى صرفا براى اضراب مىباشند:
امّا « ام » اوّل بخاطر اينكه اگر مشتمل بر معناى استفهام باشد صحيح نيست بر ادات استفهام يعنى « هل » درآيد پس از اينكه بر سر استفهام داخل شده مىتوان پى برد باينكه صرفا براى اضراب مىباشد.
و امّا « ام » دوّم بخاطر اينكه حقتعالى در مقام اخبار از اعتقاد مشركين است كه ايشان براى حضرتش شريك قرار دادهاند بديهى است اينمعنا در صورتى اداء مىشود كه « ام » مشتمل بر معناى استفهام نبوده بلكه براى صرف اضراب باشد.
فرّاء نحوى مىگويد:
اهل لسان مىگويند:
هل لك قبلنا حق ام انت رجل ظالم (آيا براى تو در ذمّه ما حقّى است؟ بلكه تو