الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٦٤ - جواب جمهور از استدلال كوفيون
زائد بن صعصه فقعسى مىگويد:
|
إذا ما انتسبنا لم تلدني لئيمة |
و لم تجدي من أن تقرّي به بدّا |
يعنى: هرگاه نسبت خود را بيان كنيم معلوم خواهد شد كه شخص لئيم و پستى مرا نزائيده است و تو اى زن، چارهاى نمىيابى از اينكه اقرار كنى بآن طهارت مولد.
شاهد در « لم تلدنى» است كه در مقام دلالت بر معناى تبيّن در زمان استقبال آورده شده اگرچه معنايش ماضى است.
خليل و مبرّد گفتهاند:
حق اينستكه « ان اذنا» همزه مفتوح بوده و در اصل لان اذنا مىباشد منتهى خليل « ان » را ناصبه دانسته ولى مبرّد آنرا مخفّفه از مثقله فرض كرده است.
مصنّف گويد:
قول خليل مردود است زيرا « ان » ناصبه هيچگاه بعدش اسم درحاليكه فعل مضمر و منوى باشد واقع نميشود و اين معنا تنها در « ان » مكسوره است كه اسم بعد آن واقع شده و فعلى را بين ان و اسم مزبور مضمر قرار مىدهند مانند آيه شريفه:
و ان احد من المشركين استجارك ( و هرگاه يكى از مشركين بتو پناه آورد كه از دين آگاه شود ...) كه در اين آيه كلمه « ان » مكسوره بعدش « احد » آمده و فعل « استجارك » بين آندو و مضمر مىباشد.
سپس مصنّف مىگويد:
و بهرصورت قول شاعر ديگر را كه در ذيل نقل مىكنيم مىتوان بر دو وجه ياد شده يعنى اقامه سبب مقام مسبب و تبيّن حمل نمود و آن بيت ابو العلاء بن كعب است كه گفته:
|
إن يقتلوك فإنّ قتلك لم يكن |
عارا عليك، و ربّ قتل عار |
يعنى: اگر تو را بكشند، كشتن تو بر تو ننگ و عار نيست و بسا كشته شدنهاى ديگرى