الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٣ - (أجل)
شرح
قوله: فيكون تصديقا للمخبر: ضمير در « يكون » به اجل راجع است.
مؤلّف گويد:
تصديق مخبر مثل اينكه كسى بگويد: زيد عالم
سپس مستمع بگويد: اجل.
قوله: و اعلاما للمستخبر: مثل اينكه مستخبر بگويد: هل قام زيد؟
در جوابش گفته شود: اجل.
قوله: و وعدا للطالب: مانند كسيكه طالب درسى بوده و از شخصى آنرا طلب نموده و بگويد: علّمنى الفقه.
و مطلوب منه در جوابش بگويد: اجل.
قوله: فتقع بعد نحو قام زيد: مثال است براى تصديق مخبر.
قوله: أقام زيد: مثال است براى اعلام بمستخبر.
قوله: اضرب زيدا: مثال است براى وعده دادن به طالب.
قوله: و قيّد المالقى: كلمه « ما لقىء منسوب است به « مالقه » بفتح لام و آن نام شهرى است در اندلس.
مؤلّف گويد:
مالقى لقب محمد بن الحسن مىباشد، وى از فقهاء مالكى بوده و در دمشق رحل اقامت انداخته و آن مكان را محلّ سكون خود اختيار كرده بود.
قوله: و الطلب بغير النهى: يعنى از بين اقسام ششگانه طلب، نهى نباشد.
قوله: احسن منها: ضمير در « منها » به اجل راجع است.
قوله: اكثر ما تكون بعده: ضمير در « تكون » به اجل راجع بوده و ضمير در « بعده » به خبر برمىگردد.