الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠ - خطبه كتاب
يعنى: چه كسى است كه سجايا و طبيعتهايش كلّا مورد پسند باشد، كافيست مرد را از نظر داشتن فضيلت همين مقدار كه عيوب و نقائصش بشماره درآيد.
قوله: فدونك: يعنى پس نزد تو حاضر است.
قوله: تشدّ الرّحال: كلمه « رحال » جمع رحل بوده و مقصود از آن اثاث و ابزارى است كه شخص در سفر با خود همراه دارد.
قوله: فيما دونه: كلمه « فى » بمعناى سببيّت است و تقدير كلام چنين است:
فعندك كتابا تشد الرحال بسبب ما دونه.
قوله: و تقف عنده فحول الرّجال: كلمه « تقف » يعنى درنگ مىكند و مىايستد و ضمير مجرورى در « عنده » به كتاب راجع است و مقصود از « فحول » مردان بزرگ مىباشد.
قوله: و لا يعدونه: يعنى و از آن نمىگذرند.
قوله: فى هذا الغرض: يعنى فى علم النحو.
قوله: لم تسمح: يعنى اعطاء نكرده است.
قوله: على منواله: يعنى همانند آن.
قوله: و ممّا حثّنى: كلمه « حثنى » يعنى من را وادار كرده است.
قوله: على وضعه: يعنى بر جعل و وضع اين كتاب.
قوله: فى معناه: يعنى علم اعراب (علم نحو).
قوله: حسن وقعها: يعنى موقعيّت نيكوئى پيدا نمود.
قوله: اولى الالباب: كلمه « الباب » جمع « لب » بمعناى عقل است.
قوله: و سار: يعنى جريان پيدا نمود.
قوله: نفعها: ضمير مؤنث به المقدمة الصّغرى راجع است.
قوله: انّ الّذى اودعته فيها: مقصود از « اودعته » بيان نمودم آنرا بوده و ضمير در « فيها » به مقدمه صغرى راجع است.
قوله: ما ادّخرته عنها: يعنى آنچه را كه در مقدّمه بيان نكردهام.