حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٣ - حديث
جبرئيل، آشكارا فرياد كرد/و هنوز فتنهها آشكار نشده بود
در حالى كه مسلمانان/ گِرد پيامبر مُرسَل، حلقه زده بودند:
«شمشيرى جز ذو الفقار/و جوانمردى جز على نيست».
٥٤٣. امام باقر عليه السلام در توصيف امام على عليه السلام: رهبر شما مانند بردگان مىنشست، مانند بردگان غذا مىخورد، نان گندم و گوشت را به مردم، مىخورانْد و خود به خانه برمىگشت و نان [جو] و روغن زيتون مىخورد. [دو] پيراهن سُنبُلانى[١] مىخريد و به غلامش مىفرمود تا بهترينِ [آن دو] را انتخاب كند و خود، ديگرى را مىپوشيد و اگر آستينش از انگشتانش بلندتر بود، آن را قيچى مىكرد و اگر از قوزك پايش درازتر بود، آن را مىبُريد و هرگاه دو كار بر او روى مىآورد كه در هر دو [موجب] خشنودى خداوند بود، سختترينِ بر جسم خود را برمىگزيد.
او پنج سال زمامدار مردم بود و آجرى روى آجر و خشتى روى خشت نگذاشت و زمينى از زمينهاى خراج [و اموال عمومى] را به كسى نبخشيد و درم و دينارى به ارث نگذاشت، جز هفتصد درهم كه از بخششهايش زياده آمده بود و مىخواست براى خانوادهاش مستخدمى خريدارى كند. كسى را توان كارى كه او انجام مىداد، نبود.
على بن حسين عليه السلام در نوشتههاى على عليه السلام مىنگريست و بر زمين مىكوبيد و مىفرمود: «كيست كه بتواند چنين كند؟!».[٢]
٥٤٤. امام صادق عليه السلام: دوستدار على عليه السلام جز حلال نمىخورَد؛ زيرا رهبرش چنين بود. سوگند به خدايى كه جان او را گرفت، از مال دنيا حرامى را تناول نكرد، نه كم و نه زياد، تا از دنيا رحلت كرد. و هيچگاه دو كار بر او عرضه نشد كه در هر دو مورد، خشنودى خدا بود، جز آن كه سختترينش را بر جسم خود برمىگزيد، و هيچ حادثه دشوارى بر پيامبر صلى الله عليه و آله روى نياورد، جز آن كه به جهت اطمينان و اعتماد، على عليه السلام را بدان مأمور كرد. هيچ يك از امّت اسلامى
[١] سُنبُلانى، پيراهنى بلند و منسوب به شهرى در روم است( القاموس، فيروزآبادى).
[٢] ظاهراً در اين نوشتهها، فهرستى از اعمال خير و عبادات امام على عليه السلام و از جمله، شمارِ بردگان آزاد شده توسّط ايشان، آمده بود.