حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٧ - ٥/ ٧ كشتى
«رُكانه! از خدا نمىترسى كه دعوت مرا نمىپذيرى؟».
رُكانه گفت: اگر بدانم بر حقّى، از تو پيروى مىكنم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر در كُشتى تو را بر زمين بزنم، خواهى دانست كه بر حقّم؟».
رُكانه گفت: آرى.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بلند شو تا كُشتى بگيريم».
رُكانه، بلند شد و كُشتى گرفتند. چون پيامبر صلى الله عليه و آله بر او يورش بُرد، او را به پهلو خوابانْد. ركانه گفت: يكبار ديگر كشتى بگيريم.
يكبار ديگر كشتى گرفتند و پيامبر صلى الله عليه و آله، او را بر زمين زد.
١٩٨. كنز العمّال به نقل از على بن ابى ربيعه: على عليه السلام با مردى كُشتى گرفت و او را بر زمين زد. مرد به على عليه السلام گفت: اى امير مؤمنان! خداوند، تو را ثابتْقدم گردانَد.
على عليه السلام فرمود: «مراقب سينه خود باش».
١٩٩. امام باقر عليه السلام درباره امام على عليه السلام: پدر على عليه السلام، فرزندان خود و فرزندان برادرش را جمع مىكرد و آنان را به كُشتى گرفتن وا مىداشت، و اين، سُنّت مردمان عرب بود. على عليه السلام آستينها را بالا مىزد و با اين كه كم سن بود، ساعدهايى قوى و كوتاه داشت و با برادران بزرگتر و كوچكتر خود و پسر عموهاى بزرگتر و كوچكتر از خود، كُشتى مىگرفت و همه را بر زمين مىزد. پدرش مىگفت: «على، پيروز شد» و بدين جهت، او را «ظَهير (پيروز)» ناميد و نام او نزد مردم عرب، «على» بود.
٢٠٠. بحار الأنوار: ابو طالب، پسران خود و پسران برادرانش را جمع مىكرد و آنان را به كُشتى گرفتن وا مىداشت و اين، سيره عرب بود. على عليه السلام آستينها را بالا مىزد و با اين كه كم سن بود، با برادران بزرگتر و كوچكتر خود و پسر عموهاى بزرگتر و كوچكتر از خود، كُشتى مىگرفت و همه را بر زمين مىزد. پدرش مىگفت: «على، پيروز شد» و بدين جهت، او را «ظهير (پيروز)»
ناميد. وقتى هم بزرگ شد، با مردان نيرومند كُشتى مىگرفت و آنان را بر زمين مىزد و [در ميدانهاى نبرد،] دست ستمگر را مىگرفت و او را به سمت خود مىكشيد و او را مىكُشت، و گاه كمربند او را مىگرفت و او را به هوا پرتاب مىكرد و گاه به اسب در حال حركت نهيب مىزد و آن را به عقب برمىگردانْد.