حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٩ - ٣/ ٣ ٣ جوانى هجده ساله، فرمانده نبرد با روميان
ايشان مىگماشتم.
بديهى است كه انتصاب جوانى ٢١ ساله به فرماندارى مكّه، موجب رنجش خاطر و آزردگى بزرگان مكّه مىشد. پيامبر خدا، براى پيشگيرى از اعتراض آنان، در پايانِ نامه مفصّلى خطاب به مردم مكّه نوشت:
كسى در نافرمانى از او به كمى سنّش استدلال نكند؛ زيرا مسنتر، شايستهتر نيست، بلكه شايستهتر، بزرگتر است.
٣/ ٣ ٣
جوانى هجده ساله، فرمانده نبرد با روميان
پيامبر خدا، در روزهاى آخر زندگى خود، مسلمانان را براى جنگ با كشور نيرومند روم، بسيج كرد. تمام افسران ارشد، فرماندهان سپاه اسلام، و بزرگان مهاجران و انصار، در اين لشكر عظيم، گِرد آمده بودند. براى فرماندهى چنين سپاهى، بىترديد، بايد لايقترين افسران انتخاب مىشد. پيامبر اسلام، اسامة بن زيد را كه جوانى هجده ساله بود، طلبيد و فرماندهى لشكر را به او واگذار كرد. اين اقدام پيامبر صلى الله عليه و آله، براى بسيارى از اصحاب بزرگ او، خصوصاً در شرايط سياسى آن روزها، قابل قبول نبود و لذا زبان به اعتراض گشودند كه: اين جوان را بر مهاجران سابقه دار مىگمارد!
پيامبر خدا، در حالى كه از اين سخن به خشم آمده بود، بَر فراز منبر قرار گرفت و بعد از حمد و ثناى الهى فرمود:
همانا مردم به فرماندهى اسامه، زخمِ زبان زدند. آنان، پيش از اين نيز نسبت به فرماندهى پدر اسامه، چنين كرده بودند، در حالى كه آن دو، شايسته