حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٣ - ٥/ ٨ مسابقه
٢١١. السنن الكبرى به نقل از حسن [بصرى]: پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود: «اى على! اجراى اين مسابقه را در ميان مردم، بر عهده تو نهادم».
على عليه السلام، بيرون آمد و سراقة بن مالك را فرا خواند و گفت: «اى سراقه! آنچه را پيامبر صلى الله عليه و آله در كار اجراى مسابقه بر گردنم نهاد، بر گردن تو نهادم. پس، هرگاه به محلّ حركت اسبها (نقطه آغاز مسابقه) رسيدى، اسبها را به صف كن و فرياد برآور: آيا كسى هست كه اسب خود را لجام نزده باشد، يا كودكى به همراه داشته باشد و يا اسب خود را زين نكرده باشد؟[١] اگر كسى پاسخ نداد، سه بار تكبير بگو و با تكبير سوم، فرمان حركت بده. خداوند، هر كه را خواهد، پيروز مىگرداند».
على عليه السلام، خود، در نقطه پايان مسابقه مىنشست و خطّى مىكشيد و دو مرد را رو در رو در دو طرف خط مىنشاند، به گونهاى كه خط، رو به روى انگشت شَست پاى آنان باشد و اسبها از ميان دو نفر عبور كنند، و به آن دو مرد مىفرمود: «اگر يكى از اسبها يا دو گوش يا يك گوش و يا افسار از خط گذشت، [سواركار] آن را برنده بدانيد و جايزه را به وى دهيد و اگر ترديد داشتيد، هر دو را برنده بدانيد و جايزه را تقسيم كنيد، و اگر دو اسب با هم به خط رسيدند، كوچكتر بودن اسب را ملاك [پيروزى] قرار دهيد، و [بدانيد كه] در اسلام، جَلَب (آزار دادن اسب و فرياد زدن بر سرِ اسب به جهت افزودن بر سرعت او) و جَنَب (اسب يدك به همراه داشتن كه در نيمه راه مسابقه از آن استفاده كنند) و شغار (كمك كردن به يكى از مسابقه دهندگان)، منع شده است».
[١] اين پرسشها براى اطمينان از آمادگى مسابقه دهندگان بود. م.