حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٩ - حديث
٤٢٢. امام باقر عليه السلام: بدترينِ پدران، كسى است كه نيكى [به فرزند]، او را به زيادهروى بكشانَد، و بدترينِ فرزندان، كسى است كه كوتاهى [در حقّ پدر و مادر]، او را به نافرمانى بكشاند.
٤٢٣. امام صادق عليه السلام: كمترين نافرمانى «اف» گفتن است و اگر خداوند عز و جل چيزى كمتر از آن مىشناخت، از آن نهى مىكرد.
٤٢٤. امام عسكرى عليه السلام: گستاخى فرزند بر پدر و مادر در خردسالى، به نافرمانى در بزرگْسالى مىكشانَد.
٤٢٥. مُهج الدعوات به نقل از امام حسين عليه السلام: در شبى تاريك و ابرى كه طواف، خلوت بود و زائران به خواب رفته بودند و چشمها را خواب ربوده بود، با على بن ابى طالب عليه السلام در طواف بودم. در اين هنگام، صداى حزنآلود دلشكستهاى به گوش مىرسيد كه با دلى آكنده از درد، [از خداى غفّار،] فريادرسى مىطلبيد و پناه مىجست و رحمت مىخواست و مىگفت:
اى آنكه دعاى درماندگان در تاريكىها را به اجابت مىرسانى!/
اى آنكه زيان و گرفتارى بيمارىها را برطرف مىسازى!
ميهمانان تو، گرداگرد كعبه، مىخوابند و بيدار مىشوند/
تو را مىخوانند، در حالى كه چشم تو اى پاينده به خواب نمىرود.
با بخشندگىات، با بهترين گذشت، از گناهانم درگذر/
اى آنكه همه خلايق در حرم امنش تنها به او [اميدوارند و به او] اشاره دارند.
اگر گنهكاران، عفو تو را در نيابند/
پس چه كسى نعمت [رحمت و عفو] خود را بر آنان ببخشايد؟!
پدرم (اميرمؤمنان) به من فرمود: «اى ابا عبد اللّه! آيا به اين شخص كه داد از گناهانش دارد و از پروردگارش دادخواهى مىكند، گوش سپردى؟».
گفتم: بله، شنيدم.
فرمود: «از پى او برو. شايد او را ببينى».
پس در آن تاريكى شب، دست [به اين سو و آنسو] مىماليدم و در ميان خفتگان مىگشتم. همين كه بين رُكن و مقام رسيدم، شخصى ايستاده بر من نمودار شد. دقّت كردم، دريافتم كه هموست كه به نماز ايستاده است. گفتم: سلام بر تو اى بنده خدا كه به گناهان خود، اعتراف دارى و در پىِ گذشت و آمرزش و