حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤١ - قرآن
٥٣٤. امام على عليه السلام: شعيب عليه السلام به [موسى عليه السلام] گفت: «مىخواهم يكى از آن دو دختر خود را به نكاح تو درآورم، به اين شرط كه هشت سال براى من كار كنى، و اگر ده سال را تمام گردانى، اختيار با توست و نمىخواهم بر تو سخت بگيرم و مرا إنشاءاللّه از درستكاران خواهى يافت».
موسى عليه السلام به [شعيب عليه السلام] گفت: اين، قرارداد ميان من و تو باشد كه هر يك از دو مدّت را به انجام رسانيدم، بر من تعدّى نباشد؛ يعنى سلطهاى بر من نباشد اگر ده سال يا هشت سال كار كردم.
سپس موسى عليه السلام گفت: «و خدا بر آنچه مىگوييم، وكيل است».
١/ ٥
اصحاب كهف و رَقيم
قرآن
«مگر پنداشتهاى اصحاب كهف و رقيم (سنگ نبشته) از آيات شگفتانگيز ما بودهاند؟ آنگاه كه جوانان به سوى غار، پناه جستند و گفتند: پروردگار ما! از جانب خود، به ما رحمتى بخش و كار ما را براى ما به سامان رسان. پس در آن غار، ساليانى چند بر گوشهايشان پرده زديم. آنگاه، آنان را بيدار كرديم، تا بدانيم كدام يك از آن دو دسته، مدّت درنگشان را بهتر حساب كردهاند. ما خبرشان را بر تو، درست حكايت مىكنيم: آنان، جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و بر هدايتشان افزوديم. و دلهايشان را استوار گردانيديم، آنگاه كه [به قصد مخالفت با شرك] برخاستند و گفتند: پروردگار ما، پروردگار آسمانها و زمين است. جز او هرگز معبودى را نخواهيم خواند، كه در اين صورت، قطعاً ناصواب گفتهايم. اين قوم ما، جز او معبودانى اختيار كردهاند. چرا بر [حقّانيت] آنها برهانى آشكار نمىآورند؟ پس كيست ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ بندد؟ و چون از آنها و از آنچه جز خدا مىپرستند، كناره گرفتيد، پس به غار، پناه جوييد، تا پروردگارتان از رحمت خود بر شما بگسترانَد و براى شما در كارتان گشايشى فراهم سازد. و آفتاب را مىبينى كه چون بر مىآيد، از غارشان به سمت راست، مايل است، و چون فرو مىشود، از سمت چپ، دامن برمىچيند، در حالى كه آنان، در جايى فراخ از آن [غار قرار گرفته] اند. اين، از نشانههاى [قدرت] خداست. خدا، هر كه را راهنمايى كند، او راهيافته است، و هر كه را بىراه گذارد، هرگز براى او يارى راهبر نخواهى يافت. و مىپندارى كه ايشان بيدارند، در حالى كه خفتهاند و آنها را به پهلوى راست و چپ مىگردانيم، و سگشان بر آستانه [ى غار]، دو دست خود را دراز كرده [بود]. اگر بر حال آنان اطّلاع مىيافتى، گريزان، روى از آنها بر مىتافتى و از [مشاهده] آنها، آكنده از بيم مىشدى. و اين چنين، بيدارشان كرديم، تا ميان خود، از