حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧ - حديث
١/ ١ ٣
آزمايش با افكنده شدن در آتش
قرآن
«گفتند: او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد، اگر مىخواهيد كارى انجام دهيد. گفتيم: اى آتش! سرد و امن باش بر ابراهيم».
حديث
٥٠٦. تفسير القمى: نمرود با مردمانش درباره ابراهيم عليه السلام مشورت كرد. گفتند: «او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد، اگر مىخواهيد كارى انجام دهيد». امام صادق عليه السلام فرمود: فرعون [زمان] ابراهيم عليه السلام و مردمان او، فهميده نبودند؛ چرا كه به نمرود گفتند: «او را بسوزانيد و خدايانتان را يارى كنيد، اگر مىخواهيد كارى انجام دهيد»؛ ولى فرعونِ [زمان] موسى عليه السلام و ياران او فهميده بودند، زيرا وقتى با مردمانش مشورت كرد، گفتند: به او و برادرش مهلت بده و به شهرها مأمورانى بفرست تا تمام ساحران دانا را نزد تو بياورند.
نمرود، ابراهيم عليه السلام را زندانى كرد و هيزم، جمع كرد تا روزى كه قرار بود نمرود، ابراهيم عليه السلام را به آتش افكند، فرا رسيد. نمرود و لشكرش بيرون آمدند. براى او مكانى ساخته شده بود تا بنگرد چگونه آتش، ابراهيم عليه السلام را در خود مىگيرد. شيطان آمد و به آنان، پيشنهاد منجنيق داد؛ زيرا از شدّت حرارت، كسى نمىتوانست به آتش نزديك شود. و پرندگان از فاصله يك فرسخى به آتش نزديك نمىشدند و اگر پرندهاى از آسمان [محلّ آتش] مىگذشت، مىسوخت.
ابراهيم عليه السلام در منجنيق قرار گرفت. پدرش[١] آمد و به او سيلىاى زد و گفت: از عقايدت دست بردار.
و خداوند، فرشتگانش را به آسمان دنيا فرستاد. موجودى نبود، مگر آن كه از خداوند، درخواست داشت. زمين گفت: پروردگارا! بر روى من، جز ابراهيم، كسى نيست كه تو را عبادت كند و او سوزانده مىشود.
[١] آزر، پدر حقيقى ابراهيم عليه السلام نبود، بلكه عموى او بود و قرآن از پدر و مادر ابراهيم با تعبير« والد» ياد كرده است:« رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسابُ»( ابراهيم: آيه ٤١). عمو را از آن جهت پدر مىنامند كه عهدهدار برخى كارهاى برادرزاده خود بوده است. اين تعبير در قرآن، در جاى ديگرى نيز به كار رفته و از اسماعيل عليه السلام عموى يعقوب عليه السلام نيز با تعبير« أب( پدر)» ياد مىكند:« إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً»( بقره: آيه ١٣٣)( ر. ك: الميزان: ج ٧ ص ١٦٢ ١٦٥).