حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٧ - ١/ ٣ حسابرسى بيكاران
مىفرمود: «از چشمم افتاد».
گفته شد: چرا اى پيامبر خدا؟
فرمود: «زيرا مؤمن، وقتى كارى ندارد، با دينش زندگى مىكند».
٣٤٩. امام على عليه السلام: بيكارى، مايه نادانى است.
٣٥٠. امام صادق عليه السلام: در مدينه، مردى بيكار بود كه مردم را مىخندانْد. آن مرد گفت: اين مرد (امام سجّاد عليه السلام) مرا ناتوان كرد در اينكه او را بخندانم. امام سجّاد عليه السلام مىگذشت و پشتِ سر ايشان، دو غلامش حركت مىكردند. آن مرد آمد و عباى امام عليه السلام را از دوشش برداشت و رفت. امام سجّاد عليه السلام، به وى هيچ التفاتى نكرد. غلامان، دنبال مرد رفتند و عبا را از وى گرفتند و آمدند و آن را بر دوش ايشان انداختند. امام سجّاد فرمود: «اين مرد كيست؟».
گفتند: اين، مرد بيكارى است كه مردم مدينه را مىخندانَد.
فرمود: «به وى بگوييد كه: خداوند را روزى است كه باطلكاران، در آن زيان مىكنند[١]».
١/ ٣ حسابرسى بيكاران
٣٥١. لقمان عليه السلام: سختترينِ مردم از جهت حسابرسى در روز قيامت، شخصى است كه زندگىاش توسّط ديگرى تأمين مىشود و او بيكار است. اگر كار، مشقّتبار است، بيكارى تباهىآفرين است.
[١] اشاره است به آيه ٨ عليه السلام از سوره غافر:« وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ؛ و آنجاست كه باطلكاران، زيان مىكنند».