حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٥ - ٣/ ١٧ سعيد بن قيس
ايشان نيز رسيده است.
پيامبر صلى الله عليه و آله، از او به نيكى ياد مىكرد و مىفرمود:
مَن سَرَّهُ أن يَنظُرَ إلى رَجُلٍ يَسبِقُهُ بِعضُ أعضائِهِ إلَى الجَنَّةِ فَليَنظُر إلى زَيدِ بنِ صوحانَ.
هر كس دوست دارد مردى را ببيند كه يكى از اعضايش پيشتر از او به سوى بهشت مىرود، به زيد بن صوحان بنگرد.
اين سخن والاى پيامبر خدا كه فضيلتى بزرگ براى زيد بود در جنگ جَلولاء، مصداق يافت.
زيد، زبانى حقگو و افشاگر داشت. چنين بود كه عثمان، وجودش را در مدينه برنتابيد و او را به شام، تبعيد كرد و چون انقلابيانْ حركت اعتراضآميز خود عليه عثمان را در مدينه شكل دادند، زيد بدانها پيوست.
او در جنگ جمل، شركت كرد و خود از شهادتش خبر داد. عايشه، با نامهاى از وى دعوت كرد كه به يارىاش برخيزد. او چون نامه را خواند، هوشمندانه و زيبا گفت: تو را به چيزى فرمان دادهاند و ما را به چيزى ديگر؛ امّا تو به كار ما پرداختهاى و به ما فرمان مىدهى كه به كار تو بپردازيم. به تو فرمانِ در خانه نشستن داده شده و به ما فرمانِ جنگيدن تا رفع فتنه. و السلام!
زيد، در دفاع از على عليه السلام، زبانى گويا و در حراست از آن بزرگوار، گامى استوار داشت. على عليه السلام، چون بر بالينش نشست، فرمود:
رَحِمَكَ اللّهُ، يا زَيدُ، قَد كُنتَ خَفيفَ المَؤونَةِ، عَظيمَ المَعونَةِ.
خدا تو را رحمت كند! همانا تو كمهزينه و بسيار يارىرسان بودى.
٣/ ١٧
سعيد بن قيس
سعيد، جنگاورى دلير و قهرمانى كم نظير بود. او در جنگهاى جمل و صِفّين،