حكمت نامه جوان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٨ - ٣/ ٢ ابو هيثم
يَرحَمُ اللّهُ أبا ذرٍّ، يَعيشُ وَحدَهُ، و يَموتُ وَحدَهُ، و يُحشَرُ يَومَ القِيامَةِ وَحدَهُ.
خدا رحمت كند ابو ذر را! تنها زندگى مىكند، تنها زندگى را بدرود مىگويد و در هنگامه قيامت، تنها برانگيخته مىشود.
گروهى از مؤمنان، از جمله مالك اشتر، پس از مرگ آن صحابى بزرگ، فرا رسيدند و با تجليل و احترام، پيكر نحيف آن حقگوى روزگار را به خاك سپردند.
٣/ ٢
ابو هَيثم
مالك بن تَيِّهان بن مالك كه به كُنيهاش (ابو هَيثَم) مشهور است، جزو نخستين گروه انصار بود كه پيش از هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله در مكّه ايمان آوردند. او قبل از اسلام هم موحّد بود و از پرستش بت، تن مىزد.
ابو هيثم، در تمام نبردهاى پيامبر خدا شركت داشت و از جمله كسانى است كه «حديث غدير» را روايت كردهاند. او از پيشگامان شناختِ حق پس از پيامبر خداست كه پس از ايشان، در شناخت خلافت حق، پيشتاز شد و به ديگرسانى خلافت، تن نداد و در زمره دوازده نفرى بود كه در مسجد النبى، به دفاع از على عليه السلام در برابر دگرگونى مسير خلافت، فرياد اعتراض برآوردند. چنين بود كه ابو هيثم، از آغاز شكلگيرى خلافت على عليه السلام با ايشان همراه شد و همراه با عمّار بن ياسر، مسئول بيعت گرفتن از مردم شد. امام عليه السلام، ابو هيثم را به همراه عمّار بن ياسر، بر بيت المال گمارد كه نشانى است از سلامت نفس او.
على عليه السلام، در اوج تنهايى و در تنگناى سستى همراهانش، آنگاه كه با سوز و گداز، ياران استوار گامِ از دست رفتهاش را ياد كرده است، از مالك بن تَيّهان نيز نام برده و بر نبودش تأسف خورده است.
مورّخان، درباره زمان درگذشت ابو هيثم، يكْ داستان نيستند؛ امّا على عليه السلام همزمان و در يك سخن، از نبود او و عمّار و خُزَيمة بن ثابت (ذو شهادتين)، با سوز