هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٨٣
اين برخورد پيامبر (ص) نشانه چيست؟ آيا كار انس بى ايراد بود يا اينكه صبر پيامبر (ص) زياد بود؟ «١» توسل به پيامبر اكرم (ص)
ابن جلاد مىگويد: وارد مدينه شدم در حالى كه در نهايت تنگدستى بودم. نزد قبر پيامبر آمدم و گفتم: اى رسول خدا! من مهمانت هستم. در همين حال خواب بر من مستولى شد. در خواب پيامبر را ديدم كه به من نانى عطا فرمود و من نصفش را خوردم. وقتى بيدار شدم ديدم نصف ديگر نان در دستم است! «٢» هديه هرگاه در جمع به پيامبر (ص) هديه مىدادند به اطرافيانش مىفرمود: شما در اين هديه سهم داريد. «٣» مردى از اهل بلخ مىگويد: در سفرى كه على بن موسى الرضا (ع) به خراسان مىرفت من با آن حضرت بودم. روزى در كنار سفره خود تمام نوكرها و غلامان سياه و سفيد را براى صرف غذا جمع كرد. عرض كردم: بهتر بود براى غلامان و نوكرها سفره جداگانهاى مىگستردند.
فرمود: ساكت باش. خداى همه يكى است، مادر و پدر همه يكى است، پاداش و كيفر هر كس بسته به طرز عمل اوست. «٤» حبيب بن ابى ثابت مىگويد: مقدارى عسل به بيت المال آوردند. حضرت على (ع) دستور داد يتيمان را حاضر كردند. در موقعى كه عسل را بين مستحقين تقسيم مىفرمود، خود شخصاً به دهان يتيمان عسل مىگذارد. عرض كردند: اين عمل براى چيست؟ فرمود: امام پدر يتيمان است. عسل به دهان يتيمان مىگذارم و به جاى پدران از دست رفته آنها عطوفت پدرى مىكنم. «٥»