هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٤٠
دفاع از افكار و عقايد شيعيان امام خمينى (قدس سره) يك روز در حال رفتن به مدرسه فيضيه مشاهده كردند كه عدهاى راجع به كتاب اسرار هزار ساله (كتابى كه بر ضد عقايد شيعه منتشر شده بود) بحث مىكنند.
ناگهان به ذهنشان آمد كه ما داريم درس اخلاق مىدهيم، و حال آنكه اين بحثها (مباحث خلاف عقايد شيعه) در حوزهها هم نفوذ پيدا كرده است! لذا تصميم مىگيرند از وسط راه مدرسه فيضيه برگردند و ديگر سر درس نمىروند تا اينكه براى مدت يك ماه يا چهل روز تقريباً همه كارها را كنار مىگذارند و كتاب «كشف الاسرار» را مىنويسند و تمام مطالب كتاب اسرار هزار ساله را رد كرده و جواب مىدهند و از انحراف افكار جوانان جلوگيرى مىكنند.
روحانيت شيعه سالهاى اوّل مرجعيت مرحوم آيتاللَّه بروجردى (اعلىاللَّه مقامه الشريف) روزى يكى از بازاريهاى معروف و متدين تهران مبلغ زيادى پول بابت وجوه شرعيه به شكل يك حواله روى تكه كاغذى نوشته بود و به وسيله شخصى كه به قم مىآمد خدمت آقا فرستاد.
تكه كاغذ را كه دست آيت اللَّه دادند، ايشان آن را كنارى انداختند و فرمودند: ديگر از اين نوع وجوهات براى ما نفرستيد. شما خيال مىكنيد داريد سر ما منت مىگذاريد؟! روحانيت شريفتر و عزيزتر و محترمتر از اين است كه اين چنين مورد توهين قرار بگيرد! اين رهبر شيعى است كه تا اين حد از خود استغنا و بىنيازى نشان مىدهد. بعد هم آن بازرگان براى عذرخواهى به قم آمد و آنقدر التماس و زارى كرد تا عذرش پذيرفته شد.
مايه افتخار است كه روحانيّت شيعه هيچگاه به خاطر مزاياى مادى و دنيوى به دولتها و قدرتها نچسبيده است و حتى در جهت كسب آن، دست پيش كسى دراز نكرده است؛ بلكه اين خود مردم بودند كه بنا بر اعتقاداتشان همواره ديون شرعى خويش را به روحانيت تقديم مىداشتهاند. «١» مولوى و قونوى صدرالدين محمّد قونوى اهل قونيه (تركيه) و شاگرد و مريد و پسر خوانده محيىالدين عربى است و با خواجه نصيرالدين طوسى و مولوى رومى معاصر است. بين او و خواجه،