هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٣٢
٣. گاه ضعف و ناتوانى انسان در برابر عوامل طبيعى و گاه در مقابل انبوه دشمنان داخلى و خارجى او را نگران مىسازد، اما هنگامى كه به ياد خدا مىافتد و متكى به قدرت و رحمت او مىشود، قدرتى كه برترين قدرتهاست و هيچ چيز در برابر آن ياراى مقاومت ندارد، قلبش آرام مىگيرد.
٤. گاهى ريشه نگرانيهاى آزار دهنده انسان، احساس پوچى زندگى و بىهدف بودن آن است، ولى كسى كه به خدا ايمان دارد و مسير تكامل زندگى را به عنوان يك هدف بزرگ پذيرفته، همچون افراد بىهدف سرگردان نيست.
٥. دنياپرستى و دلباختگى در برابر زرق و برق زندگى مادى يكى از بزرگترين عوامل اضطراب انسانها بوده و هست اما ايمان به خدا و توجه به آزادگى مومن كه هميشه با زهد و پارسايى سازنده و عدم اسارت در چنگال زرق و برق زندگى مادى همراه است، به همه اين اضطرابها پايان مىدهد.
٦. يك عامل مهم ديگر براى نگرانى ترس و وحشت از مرگ است از آنجا كه امكان مرگ تنها در سنين بالا نيست، بلكه در سنين ديگر به خصوص هنگام بيماريها، جنگها، نا امنيها وجود دارد. اين نگرانى مىتواند عمومى باشد، ولى اگر ما از نظر جهانبينى مرگ را به معنى فنا و نيستى و پايان همه چيز بدانيم اين اضطراب و نگرانى كاملا بجاست، اما هر گاه در سايه ايمان به خدا مرگ را دريچهاى به سوى يك زندگى وسيعتر و والاتر بدانيم و گذشتن از گذرگاه مرگ را همچون عبور از دالان زندان و رسيدن به فضاى آزاد بشمريم، ديگر اين نگرانى بىمعنى است. هنگامى كه ديديم اين عوامل- كه البته عوامل نگرانى منحصر به اينها نيست- در برابر ايمان به خدا ذوب و بىرنگ و نابود مىگردد، تصديق خواهيم كرد كه ياد خدا مايه آرامش دلهاست. «١» اظهار عجز از شكر نعمت در كافى ... (آمده) است: على بن الحسين (ع) هر وقت آيه «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» (ابراهيم: ١٤) را مىخواند، مىگفت: منزه است آن كس كه به احدى معرفت نعمتهايش را نداده، و تنها معرفت اين معنا را داده كه از معرفت آنها عاجز هستند، همچنان كه معرفت درك آنها را هم در كسى نگذاشته، تنها معرفت اين معنا را داده كه نمىتوانند همه نعمتهاى الهى را درك