هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٦٠
معنى ايمان ايمان عبارت از جايگير شدن اعتقاد در قلب، و اين كلمه از ماده (ء م- ن) اشتقاق يافته، گويى شخص با ايمان به كسى كه به درستى و راستى و پاكى وى اعتقاد پيدا كرده، امنيت مىدهد، يعنى آن چنان دل گرمى و اطمينان مىدهد كه هرگز در اعتقاد خودش دچار شك و ترديد نمىشود، چون آفت اعتقاد و ضد آن شك و ترديد است. «١» حرفى از دنيا نزنيد نكتهاى بلند از استادم، شادروان جناب علامه آقا سيد محمد حسن الهى طباطبايى تبريزى، جانم به فدايش، به يادگار دارم. روزى در شيخان قم به حضور مباركش افتخار تشرف داشتم و هيچ گاه در محضر فرخندهاش يك كلمه از دنيا و از كسى گله و شكوى و حرف كم و زياد مادّى نشنيدم. فرمود: آقا، انسانها معادن اند، بايد معدنها را در آورد. غرض آن جناب اين كه همچنان كه كوهها داراى معادن طلا و نقره و الماس و فيروزه و غيره هستند، انسانها نيز مانند كوهها داراى معادن گوناگون حقايق و معارفاند، بايد هر كسى كوه وجودش را بشكافد و آن معادن را استخراج كند، يعنى در روانشناسى بكوشد تا آب زندگى از او بجوشد.
البته اين سخن را عمق ديگر است، صبر كن تا صبح دولتش بدمد. «٢» فرق محب واقعى و دروغين اساساً چه كسى را مىتوان دوستدار واقعى خداوند و اهل بيت (ع) دانست و فرق محب واقعى و كاذب را چگونه بايد بيابيم.
بيچاره گمان مىكند به مجّرد ادعاى تشيع و حّب اهل بيت طهارت و عصمت، جواز ارتكاب هر محرّمى را دارد و قلم تكليف- نعوذبالله- از او برداشته شده، بدبخت نمىداند كه شيطان بر او مسلط شده و در آخر عمر بيم آن است كه محبت بىمغز نيز از دستش برود، و با كف تهى در صف دشمنان اهل بيت محشور گردد. آخر ادعاى محبت كسى (اگر) نشانه نداشته باشد پذيرفته نيست. ممكن نيست من با شما دوست باشم و محبت و اخلاص داشته باشم و برخلاف تمام مقاصد و مطلوبات شما اقدام كنم. درخت محبت ثمره و نتيجهاش عمل بر طبق آن